این فصل کابوس وار نیز به اتمام رسید و ملوان در همان جایی که یکسال پیش آغاز کرده بود درجا […]

این فصل کابوس وار نیز به اتمام رسید و ملوان در همان جایی که یکسال پیش آغاز کرده بود درجا زد تا این درد هم به تمام دردهای ملوانی ها افزوده شود . همانطور که فصل پیش با فقط و فقط یک گل به لیگ یک سقوط کردیم این فصل هم با شرایطی بدتر به پایان رساندیم تا در کارنامه مدیریت این تیم ناکامی دیگری نیز ثبت گردد . البته مطمئن نیستیم به همان اندازه ای که هواداران ناراحت و غمزده باشند مجموعه باشگاه ملوان بالاخص مدیریت این تیم نیز احساس اندوه نمایند که اگر بودند تا پیش از این حرکتی برای اصلاح وضعیت ملوان می نمودند اما در تمامی بزنگاه های این فصل سکوت نمودند و با دادن اختیار تیم به آقایانی که نشان دادند امانتدار خوبی نیستند ملوان را از مسیر خویش خارج نمودند . واقعاً جز افسوس حرف دیگری نداریم !
امروز حرفی برای گفتن نمانده چون حرفها پیشتر از این گفته شده بود و نظرات بیان شده بود اما همه این نظرات و توصیه ها که امروز درستی آنها به خوبی برای همه آشکار و واضح شده است تنها به خاطر لجاجت و یکدندگی کسی که فکر میکرد بیش از همه میفهمد به هیچ انگاشته شد تا یک فصل تلاش به معنای واقعی کلمه باطل شود . واقعاً احساس تاسف میکنیم از اینکه میتوانستیم با کمی تقویت کردن تیم شانس صعود را افزایش دهیم اما اینکار را نکردیم تا امروز کاسه چه کنم چه کنم دستمان بگیریم و اشک حسرت بریزیم . البته این آه و افسوس فقط مال من و شمای هوادار است و اگر غصه ای هست برای ماست و آقایانی که با نتیجه بد ( که اتفاقاً در کارنامه شان از این نتایج بد الا ماشاالله موجود است !! ) انزلی را ترک نمودند ملوان را نیز به مانند سایر تیمهایی که امضایشان پای حکم سقوطشان است به فراموشی میسپرند و به انتقاد از این مربی و آن مربی میپردازند که چند صباحی دیگر نیز روی جلدی بروند و نامی از آنها برده شود . حضور در ملوان هم نه به خاطر ملوان بلکه به خاطر بدست آوردن تریبونی برای کوبیدن این و آن بود و فرصتی برای انتقام از کسانی که موفق تر بوده اند . اگر تعصبی روی ملوان وجود داشت تیمی که در نیم فصل نقاط ضعفش به وضوح آشکار شده بود به حال خود رها نمیشد . اگر تعصبی به ملوان وجود داشت در روزی که هیچ هواداری ملوان نای برخاستن نداشت ایشان به راحتی به تسویه حساب شخصی خویش با فردوسی پور نمیپرداخت ، اگر تعصبی وجود داشت برای این اهمال و کم کاری و اهمیت ندادن به وضعیت و تقویت ملوان احساس شرم میکردند اما حتی با وجود از دست دادن سه بازیکن اصلی در نیم فصل تیممان ضعیفتر شد و بازیکنی در حد همانها جذب نگردید تا شانس ملوان کاهش یابد. به راستی آیا هیچ یک از اعضای کادر فنی نیز این نیاز را حس نکردند ؟ یا اینکه از ترس غضب فلانی سر در گریبان فرو بردند ؟ آخرش چه شد ؟ در این سقوط همه شما مقصر و سهیم شُدید ! صرفاً بازیکنانی با سن و سال کم به تیم اضافه شدند تا « شعار جوانگرایی » و پوست اندازی تبدیل به چماق شود و بر سر کسانی که معترض به تقویت کردن تیم شدند فرود آید . جوانانی که در کل فصل شاید به اندازه یک بازی هم فرصت نیافتند و یا حتی راهی هم به ترکیب هجده نفره پیدا نکردند تا جوانگرایی بدل به بهانه ای برای پوشش ضعفها شود . کدام جوان ؟ ایمان صادقی ، احمد آهی ، یاسر وکیلی ، سعید یوسف زاده ، محمد آبشک ، حسن قنبری ، رضا اعتمادی و …که شاکله اصلی تیم را تشکیل میدهند با میانگین سنی بالای ۲۶ سال آیا تیم جوانی هستند ؟ شاهین ثاقبی و مهیار زحمتکش هم که تجربه سالها بازی در لیگ برتر را داشته و اصلا جزو جوانانی که آقایان مدعی جسارت استفاده از آنان هستند به شمار نمیروند .

اصلاً و ابداً کیفیت این بازیکنان را زیر سوال نبرده و اتفاقاً برخی از اینان را جزو بهترین های فصلمان میدانیم اما شعار جوانگرایی دادن و به بیراهه بردن افکار عمومی واقعیت و حقیقت نبوده و نخواهد بود . ملوان سالهاست عادت به جوانگرایی و استفاده از سرمایه های خود را دارد و سالهاست از این دست جوانان جویای نام ساخته و پرورده است و به سطح اول فوتبال کشور تحویل نموده است اما آقایان صرفاً با جذب بازیکنان جوان و استفاده نکردن بهینه از آنان و البته در بوق و کرنا کردن این مساله چنان جوی ایجاد نمودند که گویی این روش تیمداری از زمان آقایان مدعی اخلاق به بعد رواج پیدا کرده است !! حرف از اخلاق شد و یادمان آمد فلانی به قول خودش آمده بود فحاشی ها را کاهش دهد اما هر چه دیدیم فحاشی های خود ایشان به زمین و زمان بود و بی اخلاقی هایشان . تهمت هایشان بود و تهدید هایشان ! دست به یقه شدن هایشان بود و مبارز طلبیدن های شان ! یادمان نرود که امسال هوادار ملوان محروم نشد اما آقایان دو بازی به خاطر درگیری ( آن هم نه به خاطر ملوان ) محروم شدند تا بالاخره یک مربی در تاریخ ملوان طعم محرومیت کمیته انضباطی را بچشد و پرونده سفید باشگاه لکه دار شود .

همان داورهایی که به خاطرشان گریبان دریدید فصل قبل حکم سقوطمان را امضا کرده بودند و امسال حکم صعود را به دیگری دادند . در دینی که بعضی ها ادعای آن را دارند به زمین و زمان اتهام دریافت رشوه و باج زدید و هرکه بر خلاف نظر شما حرف زد را متهم به خط و خط بازی نمودید .  به مانند آن دوست معروفتان دنبال « بگم بگم ؟ » بودید اما نمیدانستید که دوره این کارها تمام شده است و سرآخر روسیاهی به تن ذغال خواهد ماند . از بازی اول و حتی قبل تر از آن ، گفتید باج گیر و تا آخرین بازی نیز به این رویه ادامه دادید تا به همه نشان دهید آدمها در گذر زمان عوض نخواهند شد . هرچقدر هم که شوی اخلاق مداری از خود نشان دهید باز هم همان فردی هستید که از فنس بالا میرود ، توهین میکند و همه را متهم میکند الا خودش ! و بدانید اگر هواداری جلوی شما نایستاد به خاطر تیم بود و ترس از به حاشیه رفتن آن . اما همچنان به این رفتارها ادامه دادید و مردم را از بیش از پیش دلزده از فوتبال نمودید و در نهایت همین هوادارای که تیم را تنها نگذاشت را به کله شق بودن ، تماشاگرنما بودن وباند باز بودن متهم نمودید . اما خیلی  تیم ها از هوادار کمک خواستند و با همدلی با آنان و استفاده از این پتانسیل راه صعودشان را هموار کردند و در نهایت تیمی مثل سپیدرود که در شرایط مالی بسیار بدی بود و اتفاقا جوانگرایی هم نکرده بود و از لیگ دو آمده بود به لیگ برتر رسید . پارس جم جنوبی هم که از لیگ دو آمده بود در نیم فصل کجای جدول بود ؟ مهدی تارتار که اتفاقا همسن پسر شماست در نیم فصل تیم خود را تقویت نمود و صعود کرد . هوادارش را ارج نهاد و مردم را به استایوم کشانید . سپیدرود هم همچنین . اما مرغ شما یک پا داشت و حرف حرف ملوکانه بود ! تائید همه حرفهایتان هم با رفیق شفیقتان بود که آخر متوجه نشدیم نقششان در تیم چه بود !؟ و سطح درک ایشان از فوتبال انزلی را با گفتن این جمله که مردم انزلی فقط پیروزی بر سپیدرود را طلب میکردند و آرزوی صعود نداشتند را متوجه شدیم !! واقعاً هزینه میلیونی برای شما بابت چه بود !؟ فقط پیروزی برابر سپیدرود ؟ خب سپیدرود را که همیشه میبردیم دیگر چرا برای شما ۷۰۰ میلیون باید هزینه میکردیم ؟! باید از خود شرم کنید .ما در این فصل فقط و فقط و فقط استقلال اهوازی که چند هفته مانده به پایان لیگ سقوظش مسجل شده بود و میانگین دو گل خورده در هر بازی را داشت را با اختلاف بیش از یک گل بردیم یعنی فقط یک بازی را با بیش از یک گل اختلاف ؟! واقعاً از نظر فنی چه دفاعی از خود دارید ؟ تیم در سه بازی آخر خود که حکم مرگ و زندگی را داشت فقط موفق به کسب ۲ امتیاز شد ! حتی عاجز از یک فشار ده دقیقه ای به حریف ولو در زمین خود بودیم ! بین بازیکنان تیم ۵ پاس متوالی رد و بدل نمیشود ! در مقابل ضعیفترین تیمها هم دست به دعا بودیم و … انصافاً این چیزهاست که تفاوت ها را ایجاد میکند . این چیزهاست که باعث میشود یکی میشود کیروش و قلعه نوعی و دایی و دیگرانی با حقوق های میلیاردی و یکی میشود شمایی که ادعا دارید مربی دومیلیاردی هستید اما در عمل فقط حرفید و قول و وعده !

در بهترین سال مالی ملوان و در حالی که تیم بیشترین درصد دریافتی را داشت ( و البته نمیدانم با این رقم های دریافتی چه اصراری بود به مردم القا کنید که ملوان حتی عاجز از خرید توپ است !! ) چندین میلیارد پولی که به سختی تامین شده بود را به باد فنا دادید و از طرفی دیگر برای هزینه جریمه های انضباطی شو براه انداختید که پول باشگاه توسط تماشاگران به هدر میرود غافل از اینکه هزاران برابر این پول که صد در صد مسئول تباه شدن آن بودید را با خودکامگی به هدر دادید . مهاجمی آوردید که قرار است ده سال بعد برای ما گل بزند اما هنوز نمیدانید تیمی که در کورس قرار دارد جایی برای تجربه اندوزی نیست ! راستی ده سال بعد مهاجم شما ۳۴ ساله میشود و فکر میکنم طبق قاموس شما او هم مانند پژمان و مازیار باید از تیم برود !!!!

به هر حال این فصل به همت شما و سایر اعضای کادر فنی و با بدترین خاطرات به اتمام رسید . حرف در مورد مدیریت تیم هم بماند برای مطلب بعدی که حرف در این مورد زیاد داریم و گلایه های فراوانی داریم . چگونه مدیریت ارشد تیم سرنوشت یک تیم را بدست یک فرد داده و اجازه میدهید روی سرنوشت این تیم بازی کند ؟! چرا هیچ حرکتی از سوی مدیریت تیم نشد ؟ همه چیز را به دست کسی سپردیم که در ناکامی صاحب سبک بود و هیچ نگفتیم ! چرا ؟! اصلاً ما هیچ ، این همه پیشکسوت و افراد فوتبالی در این شهر بود . غیر از آنانی که کارمند باشگاهند و مجبور به تعریف و تمجید هستند از بقیه چرا در مورد وضعیت فنی تیم نپرسیدید تا ضعف های مشهود را به شما بنمایانند ؟ در بهترین شرایط مالی و بدترین شرایط مدیریت به جایی رسیدیم که امید از خانه مان رخت بر بسته است و بغض گلویمان را میفشارد . حرفهای زیادی داریم که یک فصل به خاطر حمایت از ملوان در سینه نگاه داشتیم تا نه گزندی به تیممان برسد و نه بهانه ای دست آقایان داده باشیم . به هر حال کسی که از میله روی نیمکت بعنوان دلایل ناکامی سخن براند حتما از حرفهای بقیه هم چیزی برای بهانه جویی پیدا خواهد کرد پس سکوت کردیم و به انتظار صعود ماندیم اما نه ! شما اینکاره نبودید مثل همیشه . از امروز هم فرصت دارید با این خبرگزاری و آن رسانه صحبت کنید و باز هم آسمان و ریسمان ببافید و هر که از شما انتقاد میکند را از دم تیغ رد  کنید اما بدانید تمامی حرفها و تهمتهای دنیا هم نمیتواند این ناکامی را پنهان نماید و کارنامه تان را سپید نماید . این هم تجربه ای بود که به لطف شما نصیبمان شد تا بدانیم از سرخابی هایی که هیچ سنخیتی با ملوان ، مکتب و هوادارانش ندارند آبی گرم نشده و مسیری هموار نخواهد شد . شما را به خیر و ما را به سلامت .

رضا مظلوم

ملوان کلاب.نت – www.MalavanClub.Net