باز هم بهار ، باز هم ۱۸ فروردین و یادآوری روز سیاه قوهای سپید در فصل سبز . در […]

 

باز هم بهار ، باز هم ۱۸ فروردین و یادآوری روز سیاه قوهای سپید در فصل سبز . در بهار که همه اش خاطری خوش است جز کوچ مردی که ۱۹ سال است که نیست اما هست .

مردی که هنوز پس از این همه سال در قلبهای ما همچنان زنده است و زنده خواهد ماند . زنده است چون حضورش را همیشه در کنارمان احساس کرده ایم گویی که همیشه آنجا ایستاده است و با آن لبخند جادویی اش به ما مینگرد . زنده است چون نام و یادش در دل و جان همه مردمان این دیار ثبت شده است و پیوندی ناگسستنی با آنان دارد . وقتی در کوچه و بازار این شهر تصاویر ریز و درشتی از او میبینیم ، وقتی در هر کجای این شهر که گام برداری نزد مردم یاد و خاطره ای از سیروس را میشنوی ، وقتی ببینی نامش جزئی از زندگی و سمبل های آنان شده است مطمئن خواهی شد که او چونان ایامی که ناخدای کشتی ملوانان بود ، چونان روزی که نویدبخش قهرمانی کشورمان در آن سوی آبها شده بود ، چونان ایامی که محبوب کوچک و بزرگ این شهر و کشور بود زنده است و زنده نیز خواهد بود .

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

بی اغراق باید گفت قطع نشدن این رابطه سرشار از علاقه و تعصب بین مردم و سیروس که با وجود گذر از سالیان متوالی کمرنگ نشده است چیز عجیبی است و شاید در کمترموارد مشابهی چنین رابطه تنگاتنگی وجود داشته باشد . به این مردم قدرشناس که هیچگاه فراموش نکردند که سیروس و امثالهم که بودند و چه کردند باید بالید و دست آنان را بوسید . شاید عمده دلیل این همه نزدیکی و قرابتی که وجود دارد این است که سیروس افتخار آفرینی بود که جزئی از خود ما بود . جزئی از مردمی که دوستش داشتند ، برایش هورا میکشیدند و با شادی و غمهایش زندگی میکردند . مثل من ، مثل شما و از جنس خودمان .

امروز از آن روز سیاه نوزده سال میگذرد و این بهار نوزدهمین بهاری است که لبخند شیرینش را باید در تصاویرش جستجو کنیم .

روحت شاد و یادت گرامی کاپیتان ابدی قوهای سپید

رضا مظلوم

ملوان کلاب.نت – www.MalavanClub.Net