به ایستگاه آخر لیگ در انزلی رسیده ایم و اگر قرار به گفتنِ سخن صادقانه است باید بگوییم اضطراب داریم […]

به ایستگاه آخر لیگ در انزلی رسیده ایم و اگر قرار به گفتنِ سخن صادقانه است باید بگوییم اضطراب داریم و نگرانیم و این برای تیمی که برای ماندن و رفتن نیاز به امتیاز دارد چیز غریبی نیست اما در چند سال اخیر این حالِ دگرگون را چند بار تجربه کرده ایم ؟ در ده سال اخیر چند بار با استرس و فشار بازیهای آخر لیگ را رصد کردیم و از به سلامت گذر کردیم ؟ شاید تجربه حضور در این شرایط به ما کمک میکند در پایان لیگ آنکه لبخند بر لب دارد ما ملوانی ها باشیم چون که « ما همدیگر را داریم »

قرار است برای مردم بنویسیم و برای آمدن و در کنارِ تیم بودن ترغیبشان کنیم ! قرار است بگوییم به انتظار دیدن شما در استادیوم هستیم ! قرار است دست یاری به سویتان دراز کنیم « اما » در کوی و برزن هرگاه خواستیم لب به سخن بگشاییم مردمی دیدیم که ما را ترغیب به آمدن میکردند ! هرگاه خواستیم دست یاری دراز کنیم مشتهای گره کرده ای دیدیم که برای حمایت از ملوان به آسمان بلند شده بود . هرجا که رفتیم دیدیم عاشقانی دلسوخته و بلندپرواز جمعند و ما در میان دریای محبت و عشقشان غرق نموده اند چرا که ما سالهاست به این با هم بودن و در کنار هم بودن خو گرفته ایم و برای یاری آنچه چون میراثی گرانبها به دستمان رسیده است همیشه پیش قدم بوده ایم . شاید کوچکترین شهر لیگ برتری باشیم ، شاید زر و زور و رسانه های رنگارنگ را در حمایت از خود کمتر دیده ایم ، شاید بی مهری دیدن از خودی و ناخودی برایمان عادی شده باشد اما با همه این تفاسیر با همیم و باهم هم خواهیم ماند و از این خوانِ آخر هم به سلامت گذر خواهیم کرد . پشت بزرگترین رقبا و قوی ترین های لیگ را بارها در همین استادیوم پرخاطره به زمین زده ایم و این بار هم سرود فتح و پیروزی را در پایان دیدار با صبا در این استادیوم طنین افکن خواهیم کرد تا این شهر پرغرور لبخند بزند و با نگاهی امیدوار به آینده بنگرد . شهری که با صدای پای سربازانش روی مستطیل سبز نفس میکشد و با شور و اشتیاق مردمانش روی سکوهای رنگ و رو رفته اش شاد میشود . فردا نیز از آن جهنم سبزی که انتظارش را میکشیم چون سیاوش گذر خواهیم کرد و گلستانی خواهیم ساخت که حسرت دیگران باشد . برای دیدن این گلستان ، برای بالا رفتن پرچم سپید قوهای محبوب و برای شادی این بندر دلفریب از همه هواداران یک یاعلی میخواهیم و برای در کنار شما بودن لحظه شماری میکنیم .

بخش پایانی این مطلب خطاب به بازیکنان دوست داشتنی مان است که چشم امید یک شهر به ساقهای آنها دوخته شده است خواهد بود . وارثان پیراهنی که برایمان ارزشی فراتر از تصور دارد و نامش یادآور خاطراتی است که در لوح دل و جانمان نقش بسته است . علیرغم اینکه میدانیم شرایط را خیلی بهتر از همه هواداران درک میکنید و با برتری طلبی پا به میدان خواهید گذاشت و با وجود اینکه مطمئنیم آنچه دارید در طبق اخلاص گذاشته و هر چه توان دارید خرج خواهید کرد تا کام این مردم را شیرین نمایید اما میخواهیم بگوییم پشتتان هستیم و ما را مثل همیشه بعنوان دوازدهمین یار در کنارتان بدانید . هر آنچه در توان داریم خواهیم گذاشت تا شاهد باشیم هرآنچه در توان دارید به منصه ظهور رسانیده و خیالمان را آسوده خواهید نمود . از فراز و نشیب زیادی گذشته ایم و در فصل جاری بالا و پایین های زیادی را دیده ایم اما در نهایت به جایی رسیده ایم که بازی لحظه هاست . میمانیم و پرچم را افراشته خواهیم کرد ، میمانیم و زندگی را دوباره جاری خواهیم کرد ، میمانیم و سرور را به این شهر هدیه خواهیم کرد پس ای سرباز ارتش سیروس و ای طلایه دار پرچم سپید ! برای رسیدن به جایی که استحقاق داریم و دارید و برای دستیابی به آنچه به مهرداد قول داده بودیم « آخرین ضربه را محکمتر بزن »

رضا مظلوم

ملوان کلاب.نت – www.MalavanClub.Net