فوتبال ایران > نوستالژی – به تازگی و پس از نظرسنجی برنامه تلویزیونی ۹۰ یک بنده خدایی که رویش نمی‌شد بگوید چرا […]

فوتبال ایران > نوستالژی – به تازگی و پس از نظرسنجی برنامه تلویزیونی ۹۰ یک بنده خدایی که رویش نمی‌شد بگوید چرا اسمش در بین بهترین هافبک‌های پس از انقلاب نیست، آمد و عنوان کرد که عادل فردوسی‌پور نباید اسم سیروس قایقران را می‌آورد!

طرف ظاهراً اعتقاد دارد که سیروس قایقران یک اسطوره است و نباید این تابو با چهارم شدن کاپیتان سابق تیم ملی شکسته می‌شد و…! صحبت‌های این بنده خدا ما را به سال‌ها پیش برد؛ همان روزهایی که مرحوم پرویز دهداری سرمربی تیم ملی بود و با استعفای ۱۴ ستاره سرشناس موافقت کرد.

دهداری قید همه آن ستاره‌ها را زد و مشتی جوان مثل احمدرضا عابدزاده، مجتبی محرمی، جواد رزینچه، سیامک رحیم‌پور، مرتضی کرمانی‌مقدم، صمد مرفاوی، سیدعلی افتخاری و… را جایگزین آنها کرد. شادروان پرویز دهداری در آن مقطع بازوبند کاپیتانی تیم ملی را هم بر بازوی سیروس قایقران بست.

چندی بعد برخی از بازیکنان مستعفی به تیم ملی برگشتند. یکی از همین دوستان پشیمان همان آقایی است که نسبت به شکسته شدن اسطوره‌ای به نام سیروس قایقران معترض شده است. راستش را بخواهید دلمان نیامد از کنار این پیشکسوت گرامی بی‌تفاوت بگذریم. آن روزها اردوی تیم ملی با کمترین امکانات و زیر نظر مرحوم پرویز دهداری در استادیوم آزادی برگزار می‌شد. یک روز زنده‌یاد سیروس قایقران به اتفاق چند ملی‌پوش دیگر کنار دریاچه آزادی نشسته و مشغول صحبت بودند که یکی آمد و خبر داد که فلانی دارد لهجه گیلانی‌ سیدعلی افتخاری را مسخره می‌کند و می‌گوید: «این هم شد تیم ملی که این بابا بازیکنش باشد و آن یکی هم کاپیتان آن!»

سیروس قایقران که اصولاً آدم آرامی هم بود بلند شد برود داخل محل استراحت ملی‌پوشان و ببیند چه خبر است. هنوز وارد اتاق نشده بود که شنید طرف به خاطر نیمکت‌نشینی و حسادت دارد باز هم ادای سیدعلی افتخاری را درمی‌آورد و لهجه گیلانی‌ را مورد تمسخر قرار می‌دهد…

سیروس هم طاقت نمی‌آورد و بلافاصله پس از ورود به اتاق سیلی محکمی زیر گوش طرف می‌زند که صدایش در سالن می‌پیچد! همه ملی‌پوشان می‌ریزند داخل اتاق و می‌بینند خدا بیامرز سیروس، با صدای بلندی داد و بیداد می‌کند و… طرف هم فریاد می‌کشد: «آهای بچه تهرونیا! کجایید؟!»

اما جالب‌تر می‌شود وقتی بدانید مجتبی محرمی، مرتضی کرمانی‌مقدم و سایر بچه‌های تهران به جای کمک به طرف، جانب سیروس قایقران را می‌گیرند و حسابی به همشهری خودشان می‌توپند!

آن روز محبوبیت سیروس آبای – لقب قایقران در انزلی – در اردوی تیم ملی به اثبات رسید. مردی که تا آخرین لحظه زندگی خرج یک دانشجوی شمالی را می‌داد و دست به جیب‌ترین فوتبالیست زمان خود بود. این مطلب را نوشتیم تا به این دوست گرامی یادآوری کنیم؛ چهارم شدن سیروس قایقران هرگز این اسطوره را نخواهد شکست. فراموش هم نکنید همین کریم باقری که نفر اول هافبک‌های پس از انقلاب شد اولین بار توسط مرحوم قایقران و در تیم کشاورز تهران از خط دفاع به هافبک میانی نقل مکان کرد و موفق شد. سیروس و سیروس‌ها هرگز نشکسته و نخواهند شکست بلکه آنچه انسان‌ها را می‌شکند حسادت است که از درون انسان را می‌خورد و نابود می‌کند! یا حق.

 

منبع : خبرورزشی