مدت‌هاست که بحث خصوصی‌سازی باشگاه‌های فوتبال مطرح شده اما برای این مساله هیچ قانون یا راهکاری در نظر نگرفتند. یعنی […]

مدت‌هاست که بحث خصوصی‌سازی باشگاه‌های فوتبال مطرح شده اما برای این مساله هیچ قانون یا راهکاری در نظر نگرفتند. یعنی به جز برای باشگاه‌های بزرگی مثل پرسپولیس و استقلال، هیچ راه و روش قانونی و معینی برای این کار صورت نگرفته. به همین دلیل است که هر کس دوست دارد مشهور شود عکس و مصاحبه‌هایش در رسانه‌ها منتشر شود سراغ خرید باشگاه‌ها می‌رود. مثلا سیروس محجوب که ابتدا مدعی خرید باشگاه پرسپولیس بود، برای یک فصل مالکیت باشگاه ملوان را به عهده گرفت و بعد از آن با دلایلی نامشخص و البته بعد از شهرت زیاد، کنار رفت. بعد از آن هم به سراغ باشگاه صبای قم رفت و مدتی هم با مسوولان قمی جلسه داشت اما در نهایت خیلی عجیب و در زمانی حساس که همه منتظر پول بودند، از این مساله هم انصراف داد.

محجوب الان چهره شناخته‌شده‌ای شده و دیگر در فوتبال، همه او را می‌شناسند. این شهرت با هزینه زیادی هم به دست نیامده و فقط با یک فصل باشگاهداری در فوتبال ایران، به وجود آمده.

مورد دیگر داریوش بهشتی است. کسی که معلوم نیست واقعا فعال اقتصادی است یا نه؟ او هم راه محجوب را در پیش گرفت و سراغ باشگاه ملوان رفت تا جانشین الگویش شود. بهشتی با قول و قرارهای زیاد توانست نظر مسوولان شهری و استانی را جلب کند و عنوان مالک باشگاه را به دست بیاورد. آن هم درحالی که هیچ پولی به باشگاه واریز نکرد. بهشتی در این مدت که عنوان مالک را به دست آورده بود به سمت مربیان اسم و رسم‌دار رفت تا از این شهرتی که داشت به دست می‌آمد به بهترین شکل ممکن استفاده کند. او ابتدا با علی دایی مذاکره کرد اما به نتیجه نرسید تا در ادامه سراغ قلعه‌نویی برود.

بهشتی ظاهرا در مذاکره با قلعه‌نویی نه تنها قول قرارداد بالا داده بود، بلکه ظاهرا گفته بود که برای بازیکنان هم حاضر است هر مبلغی سرمربی در نظر بگیرد، هزینه کند. به این ترتیب قلعه‌نویی که بارها گفته بود خارج از تهران کار نمی‌کند، این پیشنهاد را پذیرفت و به انزلی رفت.

قلعه‌نویی با اعتماد به صحبت‌های بهشتی با بازیکنان مورد نظر هم مذاکره کرد و با آنها به توافق هم رسید اما روز ثبت قرارداد اتفاقی افتاد که کمی عجیب بود. آن اتفاق هم این بود که بهشتی به خاطر پرداخت نکردن هزینه مورد نظر به باشگاه هنوز مالک باشگاه شناخته نمی‌شود. همین مساله کافی بود تا بهشتی قهر کند. حالا اینکه بهشتی برمی‌گردد یا نه، پولی واریز می‌شود یا نه، امروز مشخص می‌شود اما جالب است هر شخصی که بخواهد، چه پول داشته باشد، چه نداشته باشد، از طریق فوتبال می‌تواند به شهرت زیادی برسد.

مثلا شخصی مثل محجوب که هیچ شرکت و کاری در ایران نداشت، به راحتی توانست به شهرت بالایی دست پیدا کند. البته او به هر حال به اندازه یک فصل هزینه باشگاه، برای این شهرت هزینه کرده اما شخصی مثل بهشتی مثلا اگر امروز از مالکیت باشگاه ملوان انصراف بدهد و برود، بدون اینکه هیچ‌گونه هزینه‌ای داشته باشد، به شهرت زیادی رسیده. آنقدر زیاد که حالا چهره‌اش برای خیلی‌ها شناخته ‌شده است و می‌تواند از این شهرت هم به خوبی استفاده کند. البته این مساله در مورد جواد شهبازی دیگر گزینه خریداری ملوانی‌ها هم صدق می‌کند. گزینه‌ای که بعد از ملوان به سراغ داماش رفت اما با وجود اینکه از ۱۰ میلیارد پول نقد برای خرید تیم انزلی‌چی صحبت کرده بود، هیچ پولی برای خرید باشگاه داماش واریز نکرد تا با شهرت کمی که به دست آورد، خودش را فعلا از فوتبال جدا کند.

این اتفاقات نشان می‌دهد هر کسی عاشق شهرت باشد به راحتی و حتی بدون هزینه می‌تواند در فوتبال به آن برسد. در حالی که اگر قانونی برای واگذاری باشگاه‌ها وجود داشت، هیچ فردی نمی‌توانست به راحتی از فوتبال سوءاستفاده کند و بعد از پرداخت مبلغ تعیین شده، هم به مالکیت باشگاه می‌رسید و هم به شهرت.

اما حالا فوتبال شده جایی برای عاشقان شهرت. بدون هیچ هزینه و دردسری. تنها کافی است حوصله برگزاری چند جلسه با مسوولان شهری و استانی را داشته باشند. بعد از آن با یکسری قول و قرار به راحتی می‌توانند با مربیان، مدیران و بازیکنان مورد نظر و محبوب‌شان دیدار کنند، حرف بزنند و عکس یادگاری بگیرند. بعد از آن هم به راحتی و با یک بهانه کوچک می‌توانند باشگاه و فوتبال را رها کنند و به کار خود ادامه دهند. این بار اما با شهرت زیاد.

 

منبع : روزنامه ایران ورزشی