ملوان در هفته بیست و نهم مسابقه‌ای حساس با ذوب‌آهن دارد که اگر بتواند از این دیدار امتیاز بگیرد خیالش […]

ملوان در هفته بیست و نهم مسابقه‌ای حساس با ذوب‌آهن دارد که اگر بتواند از این دیدار امتیاز بگیرد خیالش بابت بقا راحت می‌شود. از شانس بد قوی سپید حریف‌شان نیز به شدت به سه امتیاز نیاز دارد که همین موضوع کار آنها را سخت کرده است. البته اگر فرزاد حاتمی مهاجم ملوان آماده باشد گرفتن امتیاز از ذوب‌آهن چندان هم دور از دسترس نیست. در این راستا گفت‌وگوی نود را با او بخوانید.

*آقا فرزاد! ملوان در لیگ می‌ماند؟
انشاءاله با گرفتن سه امتیاز از دو مسابقه خواهیم ماند. ما باید از ذوب‌آهن سه امتیاز را بگیریم چون یک امتیاز نه به درد ملوان می‌خورد و نه به کار آنها می‌آید.

*این ذوب‌آهن را می‌شود شکست داد؟
واقعا خیلی آماده است و وقتی بازی‌هایش را آنالیز می‌کنی متوجه می‌شوی یک تاکتیک ندارند و با چندین سبک بازی می‌کنند. خوشبختانه ما هم سیستمی داریم که یقه تمام بزرگان را گرفته‌ایم و هر تیمی مقابل ملوان فوتبال بازی کند به نفع ما می‌شود. ما فقط جلوی نفت شکست خوردیم که خود من توپ به تیر زدم و خیلی موقعیت هدر دادیم.

*خود تو روزی که به ملوان پیوستی خیلی خوب گل‌های سه امتیازی زدی ولی مدتی است که دیگر از آن گل‌ها خبری نیست. دلیلش چیست؟
از شانس بدم هرچه زدم به تیر برخورد کرده و گل نشده است. اگر اشتباه نکنم در همین بازی با فولاد سه بار توپ‌هایم به تیرک برخورد کردند. در بازی‌های قبلی نیز این اتفاق رخ داده و فعلا تیرک‌ها با من چپ افتاده‌اند!

*عملکردت در ملوان خوب بوده خودت راضی هستی؟
من نیم‌فصل دوم پنج گل زدم و پنج پاس گل دادم یک بازی هم سه‌اخطاره بودم و بازی نکردم.

*مقصد بعدی حاتمی کجاست؟ همه جای ایران را دور زدی و فکر می‌کنی جایی بوده که نرفته باشی؟
من ساحل نرفته بودم که آمدم ملوان و هرچه فکر می‌کنم همه‌جا فوتبال بازی کرده‌ام. حالا منتظرم کهکیلویه و بویراحمد نیز صاحب تیم شود و آنجا بروم. فعلا اولویتم این استان است!

*خودت دوست داری در تیم‌ها بچرخی یا شرایط مهیا نمی‌شود بمانی؟
من به هر تیمی که رفتم اصلا دوست نداشتم تیمم را تغییر دهم اما شرایط مهیا نشد که بمانم. هر تیمی که بودم آمار بگیرید با جان و دل مثل جوان ۱۸ ساله با تعصب بازی کردم و آمار بدی نداشته‌ام برای من فرقی نمی‌کند یک سال در یک تیم باشم یا ده سال تعصب من یکی است و برای یک مسابقه هم یک اندازه انگیزه دارم.

*چرا کرمان نماندی با اکبر میثاقیان که میانه‌ات خوب بود؟
هیچ مشکلی در کرمان نداشتم اما تنها دو بازی آنجا بودم چرا که مادرم مریض بود و به کادرفنی و باشگاه گفتم نمی‌توانم بمانم و باید به تهران رفت و آمد داشته باشم. همین الان هم آقافیروز (کریمی) بعد از هر بازی دو روز مرخصی می‌دهد تا به تهران بیایم و به مادرم سربزنم. البته یک مصدومیت چندماهه نیز در کرمان داشتم که اجازه نداد بازی کنم.

*تو در اکثر تیم‌های لیگ‌برتری بازی کردی فکر می‌کنی کدام تیم قهرمان شود. خودت دوست داری جام به چه تیمی برسد؟
هر تیمی که حقش باشد. من به تیم خاصی تعصب ندارم. هم تراکتورسازی را دوست دارم و هم سپاهان و نفت را امیدوارم هر تیمی که لیاقتش را دارد به مقام قهرمانی برسد.

*شانس چه تیمی را بیشتر می‌دانی؟
روی کاغذ برابر هستند ولی چون نفت و تراکتورسازی با هم بازی دارند و بازی‌های سپاهان کمی آسان‌تر است شاید سپاهان قهرمان شود. هرچند نفت و تراکتورسازی نیز دست خودشان است که قهرمان شوند به شرطی که بازی‌های دو هفته پایانی را ببرند.

*چرا استقلال به این روز افتاد. دلیلش فنی است یا بازیکنان و باشگاه؟
هر تیمی یک دوران افت دارد و فکر کنم الان دوران افت این تیم است ولی نباید دو سال این همه افت کرده باشد. البته مشکلات مالی استقلال زیاد است و خیلی از این بابت ضربه می‌خورد.

*خود تو طلبت را از استقلال گرفتی؟
من ۲۵۰ میلیونی طلب دارم که هنوز نگرفته‌ام و نمی‌دانم از کی بگیریم! فکر کنم طلب من گم شده باشد!

*از فتح‌اله‌زاده طلب داری؟
به دوران حاجی برمی‌گردد و الان هم که تمام تلفن‌هایش خاموش است و نمی‌شود پیدایش کرد.

*یک زمانی خوب با فتح‌اله‌زاده کل کل داشتی. آشتی کردید؟
حاجی چون همزبان من بود همیشه به زبان آذری با من شوخی می‌کرد و شوخی شوخی هم سیاهم می‌کرد. وگرنه ما با هم مشکلی نداشتیم.

*آخر یک شعر هم برایش ساختی!
نه بابا آن شعر جدی نبود و به شوخی گفتم فتح‌اله‌ فتح‌اله دروغ نگو … که جدی‌اش گرفتند.

*قبول داری جای او در فوتبال خالی است؟
واقعا مدیر تمام معنا و مدبری بود. من مدیر مثل او ندیدم بگذارید یک مثال واقعی بزنم تا باورتان شود ما در مسابقات آسیایی در زمین الشباب امارات چهار گل به این تیم زدیم و برادران شفیع‌زاده‌ها همان جا ۲۰۰ هزار درهم پاداش دادند و قرار شد بین بازیکنان تقسیم کنیم هرچه منتظر ماندیم پاداش بدهند، ندادند. جباری کاپیتان تیم بود. به او گفتم تو که کاپیتان هستی پیگیری کن ببینیم پاداش چه شد. مجتبی در تهران به فتح‌اله‌زاده گفت حاجی پاداش شفیع‌زاده‌ها چه شد که جواب داد مجتبی جان! قربانت بروم باشگاه خرج دارد و نمی‌شود هر پولی که می‌دهند پاداشش کنیم! ما قهرمان لیگ شدیم و تنها پنج میلیون تومان پاداش دادند. اینها مدیریت بود دیگر!

*قبول داری آن زمان تیم خوبی داشتید؟
آن تیم دیگر تکرار نمی‌شود و اگر حفظ می‌شد در آسیا هم قهرمان می‌شد که تغییرات و مصدومیت‌ ما نگذاشت قهرمان شود.

*از دوستت حنیف عمران‌زاده خبر داری. ظاهرا به‌زودی عروسی خواهد کرد؟
بگذارید یک چیزی را بگویم تا خیالتان راحت شود. هر موقع حنیف کت و شلوار پوشید و رفت اتاق عقد و شناسنامه‌اش نیز سیاه شد و نوشتند فلانی همسر او است باور کنید که ازدواج کرده و داماد شده است. فعلا باور نکنید که او می‌خواهد ازدواج کند هرچند کدام آدم عاقلی به حنیف دختر می‌دهد (می‌خندد)

*اگر عروسی بگیرد و تو را دعوت کند به جشن او می‌روی؟
فعلا که خبری نیست. مدرک دیگر برای ازدواج او، ساقدوشی من است که هم‌قدم به حنیف می‌خورد و هم می‌توانم عروسی‌اش را تأیید کنم.

*با پیروز قربانی در ارتباط هستی؟
بله، منزل پیروز با ما چند کوچه فاصله دارد و از او بی‌خبر نیستم.

 

منبع : روزنامه نود