گفتند نمیشود وامکان ندارد ،گفتیم زهی خیال باطل !کارنشد ندارد وما هستیم تا آخرش.   گفتند تا سقوط  راهی نمانده […]

گفتند نمیشود وامکان ندارد ،گفتیم زهی خیال باطل !کارنشد ندارد وما هستیم تا آخرش.

 

گفتند تا سقوط  راهی نمانده ، گفتیم مگر مرده باشیم که …

گفتند خداحافظ ، گفتیم سلام سیروس آبای آسوده بخواب انزلی بیدار است و مانند کوه پشت ملوانت…

آنها گفتند و ما گفتیم .خم شدیم اما نشکستیم و ماندیم سرو قامت و آنان ماندند مات و مبهوت!

چون باور داشتیم و داریم که قایق مالا هزار بار میشکند اما باز هم به دریا میرود و طی همه این سالها به معنای واقعی ثابت کردیم که زنده برآنیم که آرام نگیریم …

اینجا انزلیست و شکست مفهومی ندارد . اینجا شهر شهید بایندر که با دستان خالی و دلی بزرگ و دریایی کاری کرد کارستان که وارثانش یعنی ملوانان سالهاست در نبردی نابرابر و در تقابل با حریفان تا بن دندان مسلح لحظه ای پا پس نکشیدند!

اینجا معنای امید و عشق و آرزو و زندگی فقط و فقط یک کلمه است : ملوان

بندر دلواپس و نگران و البته تشنه دیدن پرواز دوباره قوهای سپید است و چه بهانه ای قشنگتر از این برای زیستن و زنده بودن …

خبرآمد خبری در راه است که روز جمعه سن سیروس طوفان سپیدی به پاست.

پس همه با هم روز جمعه برای بقا و پیروزی یادگار سیروس می جنگیم  …

 

شهرام شاهین

منبع : ملوان کلاب.نت – www.MalavanClub.Net