ملوان بندر انزلی هیچ گاه داستان پیچده‌ای نداشت.  تیمی که روی تعصب و پشتکار و اصول بومی گری شروع به […]

ملوان بندر انزلی هیچ گاه داستان پیچده‌ای نداشت.  تیمی که روی تعصب و پشتکار و اصول بومی گری شروع به حرکت کرد… تیمی با فاکتورهای خاص خودش و شبیه به اغلب تیمهای بندر نشین هر جای دنیا.
ملوان از آنجایی مشکلاتش شروع شد که فوتبال رو به حرفه ای شدن گام نهاد. فوتبال از حالت عشق به پیراهن و تیم به نوعی خارج شد و امرار معاش از طریق فوتبال و کسب درآمد سر لوحه بخشی از ذهنیت بازیکنان را به خود گرفت .
ملوان یک اهرم بسیار قوی را در تمام این سالها با خود به همراه داشت؛ تشکیلات نظامی‌اش که قانون جذب سرباز را با خود در تمام دوره ها یدک می کشید .
تیمی که بی تعارف در میان تیمهای نظامی چشم انداز دلپذیری در مورد پیوستن بازیکنان مشمول به خدمت نداشت ولی به هرحال بازیکنان امریه گرفته مجبور بودند در صورت دستور تصویب شده به این تیم نقل مکان کنند. سختگیری‌ها و تنبیه‌های بازیکنان بر اساس نوع کارکرد آنها در تیم حتی نگهبانی تا برجک پادگان هم پیش می رفت.
ملوان شاید تا اوایل دهه هشتاد که بهتر بگویم در همان سالهای ابتدایی نوعی معدن استعداد هم بود بازیکنان جوانی که بازی به بازی عیار خود را مشخص می کردند و معرفی می شدند. بازیکنانی که با جاه طلبی مربیان بومی رو می شدند چشم می آمدند و در طرفه العینی بعد از یکی دو سال اسیر فوتبال رنگ پول گرفته و حرفه ای و ساز رفتن و کسب زندگی مرفه تر را سر می دادند.
داشته های ملوان کاملا همیشه مشخص بود قدرت مالی آنچنانی وجود نداشت و اگر بحث مالی در میان می آمد اگر چیزی در ته دیگ بود آنهم قطره چکانی، همه تقسیم می شد از کسی که شماره ۹ را می پوشید تا دروازه بان سوم .
وقتی قانون خصوصی سازی داشت قالب تیمداری در ایران را زیرو رو می کرد شاید اولین زنگ خطرها برای این تیم پر قدمت به صدا درآمد. تهیه سرمایه مالی بهمراه پشتوانه مالی و خارج شدن از برند نیروی دریایی و هزار و یک تغییر و تحول که ملوانان را وارد یک چالش اساسی می کرد. اینها همه گوشه ای از مشکلات شفاف و مشخص تیم بندر نشین شمال کشور بود.
پای علم روز هم در میان بود تخته های مغناطیسی شکل های مختلف در چینش تیمی و هزار یک حرکت علمی در فوتبال . فوتبال ملوان هم داشت فاز جدید را مشاهده می کرد همینکه تیمی در چهل پنج سال گذشته فقط چند مربی آنهم به تعداد انگشتان یک دست را روی نیمکت خود دیده هم می تواند از ثبات رهبری برخوردار باشد و هم معضلات دیگری را نوید بدهد.
فوتبال اگر در هر کجای ایران، شکل جدیدی حتی اگراز نظر ظاهری و برای نمایش پذیرش عام به خود گرفت انزلی و مربیانش هم باید قبول می کردند باید علم جدید را طلب کنند.
ملوان در دهه هشتاد تقریبا روزهای پر فرازو نشیبی را بهمراه داشت نتیجه های مختلف و سوال های گوناگون از نحوه هدایت یک تیم و تفکرات مربی اش در هر برهه زمانی. چیزی که در ملوان وجود داشت و دارد و به وضوح روشن بود عرق به تیم شهر و هویت یک جمعیت داشت کار دست دوستدارانش می داد و چالش جدیدی بعنوان پذیرش تفکر جدید ورای تفکرات درونی یک فوتبال یک شهر را شکل می داد. اینکه این تیم حتما باید از نیرو های بومی خود استفاده کند تا موفق شود ملکه ذهن می شد که فقط خودشان می توانند دلسوز تیم باشند.
فوتبال ایران که خیلی زود پایه های اصلی برای موفقیت را خرج کردن و بدست آوردن نتیجه دلخواه را در قدرت مالی جست، به راحتی توانست تنه ای به فوتبال ملوان و از این دست تیمها بزند . اگر پول نداری نمی توانی دوام بیاوری. ولی ملوان که مجبور بود شکل خصوصی به خود بگیرد با چندین مشکل مواجه بود تامین سرمایه و بودجه باشگاه و هزینه های سرسام آور فوتبال حرفه ای شده ایران. ملوان هم  مجبور به دیدن چند مالک جدید شد.
ولی مشکلات از همینجا در قالب تازه و با شکل های جدیدی نمایان شد اینکه بومی ها حس همزاد پنداری را فقط در بین خود می دیدند و فکر می کردند افراد غیر بومی باید عنان کار را در اختیار آنها قرار دهند تا بتوانند ادامه حیات را در ملوان رقم بزنند .آنها که صبرشان کم شده بود طوری وانمود می کردند که باید هر حرکتی زود به جواب برسد و هراز گاهی یادشان می رود این پول و پرداخت هزینه ها از جیب افراد غیر بومی که حالا اداره کنندگان تیم هستند صورت می گیرد.
خانه تکانی تفکری در ملوان خیلی مدت است از راه رسیده اینکه بخواهیم مانع آن شویم حرکت غیر محالی ست اینکه تیم را قلعه ای و انحصاری اداره شود دودش ابتدا به چشم هواداران می رود. هوادارانی که هویت شهرشان را همیشه در تیم محبوب شهرشان می جویند. حال ملوان در یک برهه ای قرار گرفته که باز در این فصل بازگشت به عقب داشته است.
از دست دادن سرمربی موفق خود، تغییرات مدیریتی و مشخص شدن مالک جدید و انتظارات هوادارانی که همیشه به عنوان اصلی ترین بخش ملوان همیشه با خود بهمراه داشته است. انتظارات به حقی که  البته گاه، دستمایه هدایت ذهنیت اذعان عمومی برای سمت و سویی خاص می شود، که می تواند در بعضی اوقات نوعی کار شکنی را در حصول موفقیت رقم بزند.
اینکه ما بخواهیم جنگی روانی را پیرامون این تیم ایجاد کنیم، چیزی جز از دست دادن  برگ های موفقیت و پیروزی و عدم ثبات را به همراه نخواهد داشت. تحت فشار قرار دادن فردی که از سرمایه شخصی خود برای یک تیم ورزشی در چنین شرایط اقتصادی خرج می کند، حاصلی به همراه ندارد. موفقیت قوی سپید انزلی نیاز به یک همت و حمایت عمومی دارد . گاهی صبر کردن و فرصت دادن عیار مجموعه ای را مشخص می کند.
منبع: بانک ورزش