بعد از دعاهای حاج خانم، دل مان قرص شد، نه تنها دل های ما که دل یک شهر قرص شد. […]

بعد از دعاهای حاج خانم، دل مان قرص شد، نه تنها دل های ما که دل یک شهر قرص شد. اصلا فروردین که می آید حال و هوایمان سیروسی می شود.

 

 

این روزها و این شب ها صدای دریا و سیروس و ملوان، همه ما را شیدای خود کرده، همه ما انزلی چی های سراسر دنیا را، همه ما ملوانی های دنیا را و همه ما دریایی های این دنیا را.


این را آقای دراگان، سکاندار کشتی ما ملوانان به خوبی می داند که از بندر ریه کا به بندرانزلی آمده. این جا فوتبال معنی زندگی را می دهد، چه زن باشی یا مرد، چه پیر باشی یا نوجوان با ملوان زندگی می کنی.


همه ما ملوانی ها می دانیم وقتی که پدر در بستر بیماری به پسر می گوید باید به استادیوم بروی و ملوان را تنها نگذاری چه معنی می دهد.


همه ما ملوانی ها می دانیم آن پیرمرد نازنین که همه پولش را داد تا سنگربانمان با دستکش های جدید و دست اول از دروازه مان محافظت کند، چه معنی می دهد.


همه ما ملوانی ها می دانیم سیروس آبای ما در دنیا فقط و فقط و فقط یکی است. وقتی که خیلی دلتنگ بودیم قبل از تحویل سال با دوستان سر مزارش رفتیم.


جایتان خالی، سفره هفت سین را در کنار سیروس بزرگ برپا کردیم و دعا کردیم، دعا. دعا کردیم که ملوان مان، همچنان سر پا بماند.


و سیروس به مادر عزیزش گفت که ملوان ما را دعا کند و حاج خانم ملوان ما را و انزلی ما را دعا کرد. همان طور که قبل از قهرمانی های جگر گوشه اش، سیروس دعا می کرد.


بعد از دعاهای حاج خانم، دل مان قرص شد، نه تنها دل های ما که دل یک شهر قرص شد. اصلا فروردین که می آید حال و هوایمان سیروسی می شود.


نه این که در دیگر ماه ها حال و هوایمان سیروسی نیست، اما در فروردین بیشتر شیدای سیروس و ملوان و انزلی می شویم.


قوی زیبا این بار و در هفتمین روز نو بهار بر فراز قله سهند پرواز کرد، این سیزدهمین پرواز قوی سپید در لیگ سیزدهم بود.


آقای دراگان، ممنون که باز هم ما را شاد کردید و با دست پر از تبریز برگشتید.


ما ملوانی ها امیدواریم شرایطی ایجاد شود که شما در ملوان بمانید، ما ملوانی ها امیدواریم شرایطی ایجاد شود که بازیکنان دوست داشتنی و غیورتان که چشم و چراغ یک شهر و ما هستند، در ملوان بمانند.


آقای دراگان، من از نسلی هستم که با ملوان دو بار قهرمان ایران شده و به جام باشگاههای آسیا رفته. اگر تاریخ باشگاه را مرور کنید هر دو بار که آسیا رفتیم بدون باخت از دور مسابقات بیرون رفتیم!


در بار دوم باید با الرمسه در اردن بازی می کردیم، فدراسیون فوتبال وقت اجازه نداد تا سیروس آبای با قوی سپید به اردن پرواز کند. در اردن صفر بر صفر کردیم و داور یک گل سالم ما را قبول نکرد!


چون در انزلی یک بر یک مساوی کرده بودیم، نتوانستیم به مرحله بعد صعود کنیم.


آقای دراگان، ما باز هم می توانیم آسیایی شویم. مطمئنیم، فصل بعد با این تیم یکدست و دوست داشتنی؛ آسیا در دسترس ما است.


در خرداد ماه ۹۰ نزدیک بود آسیایی شویم که دستور آمد تیم سرخ پوش راهی آسیا شود!


بهانه شان هم این بود که بندرانزلی زیر ساخت های لازم را برای برگزاری مسابقات لیگ قهرمانان آسیا ندارد. آقای دراگان آنها راست می گفتند! اما به جای حل مساله، صورت مساله را پاک کردند!! و هنوز هم در بر همان پاشنه می چرخد.


نسیم فروردین که از موج شکن می وزد و ملوان باز هم می برد، پیر مرد یادش می رود غم نان را و سفر ابدی لیلا را و ما انزلی چی ها که در هر کجای دنیا باشیم بعد از تبریک سال نو به هم می گوییم متبرک باد نام بزرگ ملوان که همه زندگی ما است… همه زندگی ما.

 

منبع : خزر اسپورت – کاوه چلمبری