اختصاصی – متاسفانه روزهای خوشی ملوان خیلی زود بدل به ایامی شدند که تصورش هم پس از آن نتایج به […]

اختصاصی – متاسفانه روزهای خوشی ملوان خیلی زود بدل به ایامی شدند که تصورش هم پس از آن نتایج به یادماندنی برای هیچ کسی میسر نبود . باز هم « حواشی » نقش اول تاتر دراماتیک ملوان را به عهده گرفتند تا بهترین لحظات هواداران به تلخترین آنها مبدل شود .


به راستی چرا اینقدر « آرامش » با ما بیگانه شده است که همیشه در دلپذیرترین ایام هم باید سایه کریه حواشی را بر روی تیم محبوبمان حس کنیم . چرا حتی یک بار هم نشده که هوادار ملوان بتواند بدون دغدغه فکری به لذت بردن از ملوان بپردازد و احساس کند همه چیز در امن و امان به سر میبرد ! وقتی آقای احمدزاده در اولین دوره لیگ برتر آن تیم واقعاً جوان را در لیگ نگه داشت و محبوب مردم شد برکنار شد ، آقای ایراندوست تیم ملوان را به رده هفتم جدول رساند برکنار شد و زمانی که با آقای پورغلامی به فینال حذفی رسیدیم فصل بعد ملوان کاملاً رها شد و تنها ماند ! همه اینها مرا به فکر فرو میبرد که چرا در سرنوشت این تیم همیشه باید روزهای خوش به بدترین شکل خراب شوند ! قصد ندارم برای کسی تکلیفی تعیین کنم یا عقیده ام را بر کسی تحمیل نمایم چرا که میدانیم کسی خریدار حرف هوادار نیست ! اما معتقدم حواشی که این روزها بر ملوان میگذرد را میشد به خوبی مدیریت کرد تا این بلوای رسانه ای هیچگاه شکل نگیرد که مطمئنم همین تیتر شدن ها و بیانیه دادن ها در نهایت نه تنها کمکی به ملوان نکرده بلکه ما را متضرر خواهد نمود .

 

معتقدم اگر قرار بر حفظ سرمربی محترم ملوان میبود یا حتی اگر تمایلی به ادامه همکاری وجود نداشت خیلی بهتر و البته حرفه ای تر میشد اگر این مذاکرات در رسانه ها پیگیری نشده و به مانند همه باشگاه های حرفه ای دنیا پشت دربهای بسته شکل میگرفت و در نهایت خبر نهایی به اطلاع هواداران میرسید . اکنون بیش از یک ماه است که هر روز خبر جدیدی از توافق با آقای اسکوچیچ میشنویم و در نهایت نمیدانیم که تکلیف کار چه خواهد شد ! اگر از ابتدا این مسائل رسانه ای نمیشد شاید تا اکنون دراگان را با قیمتی معقول نگاه داشته بودیم و با اندکی تقویت تیم به امید بالانشینی فصل بعد پا به لیگ چهاردهم میگذاشتیم تا از آنچه که امسال پرورده بودیم به غایت استفاده نموده و به آنچه که استحقاقش را داشتیم میرسیدیم اما افسوس که مسیر این جریان به حدی تغییر کرده است که تصور میکنم برای کنترل آن توان و انرژی بیشتری نیاز است .

 

حل کردن مشکلات در رسانه ها نه تنها کمکی به حل قضیه نمی نماید بلکه چنان اوضاع هر تیمی را بر هم میزند که برگرداندن آن به حالت قبلی به این راحتی ممکن نمیشود . شاید بهتر بود مسائل مالی ملوان که به طور قطع قبل از انعقاد قرارداد واگذاری ملوان نیز وجود داشته است در همان ابتدای کار مدیریت و پیگیری میشد . صد البته مالک محترم ملوان جناب آقای محجوب که سبقه فراوانی در امور اقتصادی دارند موشکافانه و شفاف به مسائل مالی نگاه کرده و از همان بدو ورود ، پرونده مالی باشگاه ملوان را بررسی نموده و به زیر و بم آن آگاهی داشته اند و شاید بهتر بود موضوعاتی که در جلسه معارفه مدیرعامل محترم عنوان شد همان ابتدا و در جلسات هیات مدیره رسیدگی میکردند تا رسانه ها اینچنین از جنگ و جدل پیش آمده در بین مدیران تیمی که همیشه از اینچنین مناقشاتی فاصله میگرفته خوشحال نشده و جشن برپا ننمایند !

 

گاهی اوقات فکر میکنم در بین همه این بگیر و ببندها ، در میان تمام این هیاهوی بی فایده آنچه که کمتر بدان توجه میشود خود « ملوان » است . فکر میکنم همه از ملوان غافل مانده ایم و چنان اسیر تماشای این غوغا گشته ایم که فراموش کرده ایم اصل برایمان فقط و فقط نام ملوان است . در این چند روز اخیر صفحات متعدد سایتهای هواداری ملوان و همچنین سایتهای خبری را مرور میکنم و در میان تمام بحث و جدل ها حتی بین هواداران این تیم کمترنشانی از ملوان دیدم . انگار این قوی سپید دوست داشتنی در لابلای این صفحات ریز و درشت فراموش شده و از یاد من و تو رفته است . « بیچاره ملوان »

 

 

رضا مظلوم

منبع : ملوان کلاب.نت (www.MalavanClub.Net)