اختصاصی – ویترین باشگاه ملوان پر است از پیشکسوتانی که “نام” هرکدامشان در کفه ی ترازوی تاریخ مقابل قدمت و […]

اختصاصی – ویترین باشگاه ملوان پر است از پیشکسوتانی که “نام” هرکدامشان در کفه ی ترازوی تاریخ مقابل قدمت و افتخارات بسیاری از “باشگاه” های این دوره و زمانه سنگینی می کند ! پیشکسوتانی که وجودشان مایه ی افتخار ملوان و ملوانی است ! حال او ممکن است علی نیاکانی و غفور جهانی انزلیچی باشد یا “داوودی کلینزمن” لنگرودی ! این بار گفتگوی دوستانه ای با حسین داوودی یکی از مهاجمان نامی و بزرگ دهه ی ۷۰ فوتبال ایران ترتیب دادیم . بازیکنی که سالها جزو گلزنان برتر فوتبال ایران بود و در دوره ای به همراه سیروس قایقران از ملوان به کشاورز پیوست و در بازگشت به ملوان در بازی مقابل همان کشاورز مصدوم شد و آرام آرام از صحنه ی فوتبال حرفه ای کنار رفت .

 

 

حسین داوودی هم اکنون دارای مدرک فوق لیسانس تربیت بدنی می باشد و در دانشگاه تدریس می کند . او در طول ۵ سال فعالیت “ملوان کلاب” همیشه جزو کاربران ما بوده است و نظرات او را با نام خودش می توانید در پست های مختلف مشاهده نمایید ، این نشان دهنده ی عشق یک غیر انزلیچی به ملوان و انزلی است که همیشه اخبار این تیم را به دقت دنبال می نماید .

 

چکیده ای از صحبت های خواندنیِ حسین داوودی در مورد فوتبال از گذشته تا به امروز و مسائل روز ملوان را می توانید در ادامه بخوانید  :

 

– بعداز آسیب دیدگی کسی احوال مارا نگرفت و کسی تلاش نکرد . نه باشگاه پیگیر معالجاتم شد و نه کسی زنگ زد.بعداز ۸ ماه ماشین زیر پایم را برای درمانم فروختم . بعداز عمل خودم به انزلی آمدم و فهمیدم که فوتبال فقط به درد آدمهای سالم میخورد نه من که آسیب دیده بودم! سال۷۷ وقتی که کمی پایم خوب شده بود تلاش کردم که دوباره برگردم ولی شرایط جوری نبود که ادامه دهم ودلسرد شدم وفوتبال را کنار گذاشتم.

 

 

-رفتن من به کشاورز فقط بحث مالی بود و ملوان آن شرایط مالی را به هیچ وجه نداشت البته ملوان هیچ زمان مساله مالی حل شده ای نداشت. ناچاراً جدا شدم و ۲ فصل خوب در کشاورز داشتم و در نوشهر با آقای ابراهیمی بودم و دوباره به ملوان برگشتم جایی که فوتبال برایم معنایی دیگر داشت. آنموقع آقای صالح نیا کمتر درکنار ملوان بود و سکان هدایت تیم بر عهده آقای رجبیه فرد بود و نتوانست جایگزین آقای صالح نیا شود و بحث آسیب دیدگی دوباره من پیش آمد.

 

 

-بهترین خاطره من شور و شوق مردم بود. واقعا افسوس میخورم که الان ۲ هزار نفر برای بازیهای رسمی می آید. برای تمرینات ما ۳هزار نفر جمعیت می آمد. آن صفا و صمیمیت و عشق برایم خیلی مهم بود . من در هفته  ۵ روز از لنگرود به انزلی می آمدم و یکبار هم غیبت نکردم و ۲۰۰ کیلومتر راه را در روز طی میکردم چون در ملوان دنبال مسایل مالی نبودم هرچه بود عشق به ملوان بود و بس…

 

 

– اگر فوتبال دیروز و امروز را با هم مقایسه کنیم متوجه میشویم که در فوتبال ۲۰سال پیش، دل حرف اول را میزد وامروز پول! وقتی آقای هدایتی آمد،من گفتم عمر ملوان به پایان رسیده وقتی باشگاهی شخصیت حقوقی نداشته باشد و وقتی مسایل سیاسی وارد فوتبال شد ، فوتبال ما به چنین روزی افتاد.در گذشته چون پول در آن نبود زیبا بود.امروز بازیکنان بدنبال تحول مالی هستند وخانواده ها به نیت رسیدن به مسایل مالی وارد فوتبال میشوند . امروز امثال دایی و قایقران کم پیدا میشود.حتی خبرنگاران و رسانه ها هم مثل گذشته نیستند.فوتبال ایران در حال حاضر به بیراهه میرود و فوتبال باید در پایه ، آماتور ودولتی باشد و در حد قهرمانی باید به بخش خصوصی واگذار شود. اشخاص و شرکتهای خاص و موجه باید تیم ها را بچرخانند. تیمها در لیگ ۳۰۰میلیارد هزینه میکنند ولی خروجی آن چه بوده؟ بخاطر همین عدم خروجی مناسب لیگ است که کیروش بدنبال بازیکنان دو رگه میرود.

 

 

– امروز بازیکن سالاری حرف اول را میزند وآدمهای سالمی مثل حسین فرکی ها در این فوتبال کم پیدا میشوند که بتوانند فوتبال با برنامه ارائه دهند.امروز این مدیر عامل عوض میشود و شخص دیگری می آید. هیئت مدیره ها هرسال تغییر پیدا میکنند چون فوتبال ما فقط به سال آینده و مسائل روز مره نگاه میکند و اصلا نگاهی به آینده ندارد پس از این فوتبال چه انتظاری میرود؟ امروز اگر اسپانیا افت کرده بخاطر مسایل اقتصادی کشور اسپانیاست ولی فوتبال در ایران همه زندگی نیست چون باشگاه هیچ برنامه دراز مدتی ندارد .و وقتی برنامه و استراتژی مشخص و بلند مدت نداشته باشی به باشگاهی مثل ملوان اگر ۱۰۰میلیارد پول هم تزریق کنی بازدهی خاصی نمیتواند داشته باشد.

 

 

-هر وقت به انزلی می آیم حتما بر سرمزار قایقران میروم. او به من یاد داد که نباید به زندگی دلخوش بود. یکی از دلایلی که فوتبال را کنار گذاشتم همین بود که میدیدم در حق بزرگانی مثل قایقران بیمهری میشود من که با او قابل مقایسه نبودم! ولی در آینده ای نزدیک مدرک آ آسیا را میگیرم و همچنین در دانشگاه هم تدریس میکنم.

 

 

-مربیگری در شهرهای بندر و فوتبال خیز مثل انزلی بسیار سخت است. اگر دراگان موفق است چون جامع نگر است. بحث رفاقت و احساسی که مربیان قبلی ملوان با بازیکنان داشتند و و غافل شدن آنها از برخی موضوعات و جوانب اصلی کار، باعث میشد که اصل قضیه فراموش شود. در مدیریت یک تیم باید همه جوانب را در نظر گرفت. بازیکنان با علم به اینکه دستمزد خوبی در انتظارشان نیست میروند و سپاهان و استقلال اهواز را در خانه شان شکست میدهند و این نشان میدهد که مربی از آنها بخوبی بازی گرفته .در شهرهایی مثل انزلی جمع کردن حواشی بسیار سخت است ولی نوع نگاه دراگان به فوتبال باعث شد که وی به موفقیت نسبی برسد. فوتبال انزلی پوست اندازی کرده و مرداب انزلی یک تنداب را پشت سر گذاشته .امروز سبک بازی ملوان متفاوت است .فوتبال امروز بدنبال اسم ها نیست. فوتبال جوان میخواهد و دوندگی و به نظرم امروز ملوان با بضاعت کنونی خویش فوتبال بازی میکند و این خیلی خوب است.

 

 

– قهر امروز هواداران با استادیوم را هم به حساب نتایج نگیریم چون آن یک بحث جداست. وقتی ارزشها فرو بریزد و هواداران برخی مسایل پشت پرده و داوریها را میبینند فوتبال زده میشوند ولی من میگویم که امروز مردم و هواداران باید از دراگان حمایت کنند چون وی بدنبال اهداف فوتبالی خاصی است که ملوان را به موفقیت میرساند. نوع نگرش وی به فوتبال امیدوار کننده است. من امروز خوشحالم که فرهاد پورغلامی آن غرور سرمربیگری را کنار گذاشته و دستیار جلالی شده چون وی یکی از بهترین تئوریسینهای فوتبال ایران است. آدمهایی که درشهرهای کوچک زندگی میکنند فکر میکنند که دنیا فقط همانجاست و وقتی از چنین پیله ای خارج شویم یعنی بدنبال پیشرفت وموفقیت هستیم.

 

 

-دوست دارم یکبار دیگر وارد عرصه فوتبال شوم ولی در حال حاضر آلودگیهایی در آن میبینم که به روحیات بنده نمیخورد. در مقاطعی به بنده پیشنهاداتی هم شد ولی از بنده پول خواستند! من حاضر بودم که به فوتبال شهرم کمک کنم اما احساس کردم که در این فوتبال برخی بدنبال اهداف دیگری هستند که با اخلاقیات من منافات دارد. اگر مدیر عاملی پیدا شود که سالم و آینده نگر باشد و پیشنهاد دهد حاضرم کار کنم. من دنبال مربیگری رفتم که مسیر ۵ جوان را عوض کنم . دوست داشتم کار کنم ولی در شهر کوچک من محیط آنقدر آلوده بود و افرادی که در حاشیه بودند با اخلاقیات من جور نبودند بهمین دلیل مجبور شدم کنار بایستم. تعامل در مجموعه فوتبال با سایر دستگاهها وجودندارد. اما کار کردن در انزلی و ملوان برایم افتخار بزرگیست .من کلاس کار فوتبال ملوان را دوست دارم.

 

 

-مهمترین چیز برای ملوان پیشکسوتانش هستند که هم میتوانند عامل موفقیت برای این تیم باشند و هم عامل و سد راه آن! درانزلی هیچ کاری برای پیشکسوتان نشد. این همه بازیکن در تاریخ این باشگاه زحمت کشیدند الان کجا هستند؟ آیا کسی سراغی از آنها میگیرد؟ البته پیشکسوتان هم برای کمک به باشگاه باید به روز باشند وبازدهی مثبت داشته باشد.

 

 

-ملوان زنده است و این نام ملوان است که به پیشکسوتانش شخصیت و اعتبار میدهد . اکنون یکی مثل درودگر آمده و تابوها را شکسته و باید برای ساختارسازی به وی کمک کرد و این وظیفه همه هواداران و پیشکسوتان است که در این راه سخت پشت تیم باشند. در مقطعی احمدزاده با آمدنش تحول را در ملوان آغاز کرد و پس از آن نیز دیگر مربیان هم این راه را ادامه دادند و حالا دراگان باافکاری جدید به این تیم آمده هواداران باید صبر و حوصله کنند و این مرحله گذر از ساختار قدیمی به شیوه ای جدید را بپذیرند تا ملوان کم کم گام در راه حرفه ای شدن بگذارد . ملوان تیم جوانی است که جوانانش با دلشان برای این تیم بازی میکنند و این نشان میدهد که هنوز هم باید منتظر پدیده های جدیدی از مکتب اصیل ملوان باشیم به شرطی که این جوانان مثل همیشه مورد حمایت هواداران قرار بگیرند. امیدوارم که هواداران و سرمایه های اصلی این تیم هم به استادیوم برگردند که همه امید و پشتوانه این تیم مردمی به همین هواداران متعصبش است.

 

 

مهران دیده بان

منبع : ملوان کلاب.نت (www.MalavanClub.Net)