رسالت رسانه ای در برنامه سکو؟!!     وقتی فردوسی پور در برنامه ویژه نود در هنگام قرعه کشی جام […]

رسالت رسانه ای در برنامه سکو؟!!

 

 

وقتی فردوسی پور در برنامه ویژه نود در هنگام قرعه کشی جام جهانی به صراحت یا به قول خودش “راست و حسینی” اعلام کرد که پوشش مجری برگزار کننده قرعه کشی با هنجارهای جامعه ما همخوانی ندارد چه بسا صداقت ایشان در انجام رسالت خبرنگاری سبب شد برخی افراد که دسترسی به شبکه های ماهواره ای داشتند و قادر به دیدن پخش زنده برنامه از دیگر کانال ها بودند تصمیم به تغییر کانال تلویزیونی خود گرفتند و خود را جزء مخاطبین برنامه نود قرار دادند. در خیلی از موارد دیگر نیز برنامه  نود به نوعی به مرجعی برای دادخواهی تبدیل شده است. خیلی افراد، مدیران و هواداران در مصاحبه ها و یا گفتگوی تلفنی با این برنامه صرفا تایید کارشناس نود را فصل الخطاب قرار داده  و آن را مسکنی بر  حق تضییع شده خود می پندارند هر چند آن حق هرگز به آنها بازگردانده  نشود.  در همین زمینه می توان به کلیپی که اخیرا توسط برخی دوست داران باشگاه ملوان مبنی بر اشتباهات داوری که منجر به از دست دادن  امتیازاتی ارزشمند برای این تیم دوست داشتنی شد اشاره نمود که  در آن تمامی صحنه های فاحش اشتباه داوری نشان داده شد و  لیکن مهر تایید اشتباه داوری تنها و تنها برنامه نود بود.

نگارنده این دست نوشته قصد تکریم عادل فردوسی پور و یا به قول خود او “به به و چه چه” گفتن از عملکرد ایشان را نداشته بلکه خواسته رسالت رسانه ای فردوسی پور را به عنوان مرجعی برای یک مقایسه قرار دهد. افراد بیننده برنامه ایشان هیچ تعهدی مبنی بر اینکه حتما بیننده برنامه ایشان باشند ندارند ولی در حال حاضر این تعهد به نحوی برای بینندگان بوجود آمده است که دلیل آن رسالت رسانه ای اوست که در بی طرفی ایشان خلاصه می شود. حال آنکه این تصوری که در اذهان بینندگان نود بوجود آمده به نحوی با دیدن برنامه سکو  دچار ختشه می شود. البته شاید برنامه نود سطح توقعات را بالا برده است!

سکو رسالت رسانه ای در برنامه سکو؟!!

چنانچه برنامه این هفته سکو (۲۱ آذر ۹۲) را دیده باشید به شمار سوالات بسیاری که قبلا در اذهان بیننده  بی پاسخ مانده بود افزوده شد. آنجا که مجری محترم برنامه وقت زیادی از برنامه را به دیگر تیم های گیلانی و صد البته قابل احترام! اختصاص داد، از سرگردان شدن بازیکنان یک تیم تا ساعاتی از نیمه شب در شهر غریب در شب قبل از مسابقه گرفته تا نظر اندک تماشاگرانی که برای دیدن تمرین تیم محبوب خود آمده بودند، و یا پرداختن به رویدادی قدیمی و صد البته شیرین مربوط به چند ده سال پیش در مورد صعود ایران به جام جهانی توسط گل زیبای غفورخان جهانی، و یا بحث مدیران و مالکان سابق و فعلی یک تیم قدیمی رشت، اما در موردبازی مهم هفته بین ملوان  و داماش که گل سرسبد بازی های هفته بود، سناریو این برنامه به گونه دیگری رقم خورد.

گویا انگار هیج عمل بی فرهنگی در ورزشگاه صورت نگرفته است و گویا همگی این موارد آشکار و واضح که همچون اظهرالشمس نمایان بود از چشم تیزبین! مجری محترم برنامه سکو و دوربین خبرنگاران آن در امان مانده است. دوربین های این برنامه در قسمت های قبلی این برنامه اشتباه تایپی در سایت اینترتی باشگاه ملوان را که با صحبت های مدیرعامل آن تناقض دارد پیدا می کنند، هنگام عکس گرفتن از صفحه تلفن همراه مدیرعامل ملوان در ماجرای جدا شدن سالارزاده بازیکن سابق تیم ملوان و بررسی پیامک دریافتی از این بازیکن توسط مدیرعامل، قسمتی از پیامک قبلی تلفن همراه مدیرعامل که در کادر دوربین افتاده را به روی آنتن می برند و از آن به عنوان سرنخی برای گره های کوری که در ذهن خود متصور هستند یاد می کنند تا شاید از کاه بتوانند کوهی بسازند، دلسوزی برای مربی خارجی تیم ملوان می کنند: “ساختار تیمی که چهارده بازیکن اصلی خود را از دست داده و بنده خدا چه کاری به عنوان مربی از دستش بعمل می آید” . همان مربی را در برنامه زنده به چالش می کشند، حال آنکه یک پرچم به طول چهل و چند متر و به پهنای چند متری را خبرنگاران این برنامه ندیدند.بازتاب این کار سخیف  آنچنان بوده که کار به شکایت برخی از خانواده محترم شهدای انزلی کشیده شد و رونوشت این شکواهیه نه تنها به رسانه ها، بلکه به دفتر ائمه محترم جماعت، استانداری، مجلس و فدراسیون فوتبال نیز فرستاده شد و حتی دست آویزی برای تمسخر در برخی رسانه های خارجی فارسی زبان قرار گرفت.

حال آنکه برگزار کنندکان فهیم! این برنامه علی الخصوص مجری این برنامه اذعان می کند که هرآنچه در بازی رفت در انزلی اتفاق افتاد در بازی برگشت تکرار شد و از افراد و دیگر مسئولین دست دراندر کار استان خواستار ارائه راهکار و برنامه برای مقابله با این تهاجم و بداخلاقی ها می شود و بعبارتی توپ را در زمین آنها می اندازد. بر فرض محال که اتفاقات  این بازی در بازی رفت در انزلی آنهم با این شدت اتفاق افتاده باشد آیا این سوال برای شما جناب پوربخش پیش نمی آید که شما که دائما در برنامه به اصطلاح بیطرف سکو اعلام میکنید که افرادی در انزلی هستند که جلوی دوربین ها را می گیرند و با خبرنگاران سایر برنامه ها ی ورزشی که از تهران می آیند همکاری می کنند و به آنها هنگام عزیمت به تهران سوغات می دهند ولی با شبکه بومی و استانی همکاری نمی کنند آنوقت چطور در استادیوم عضدی یا به قول همفکران شما “جهنم سبز عضدی”!!! که جلوی دوربین های شما گرفته نمی شد و ممانعتی وجود نداشت حاشیه های زشت مسابقه در هاله ای از سکوت و سانسور خبری قرار گرفت. آنهم در مکانی که مزین به نام یک شهید است.

جناب پوربخش کمی صادق باشید و این سوال را در ذهن خود از خودتان بپرسید!

که مجموع زمانی که برای پخش برنامه مربوط به بازی ملوان و داماش در برنامه استانی در نظر گرفته شده بود در مقایسه با آنچه که در برنامه غیر بومی نود پخش شد چقدر بود؟ اگر نتایج جور دیگری باب طبع شما رقم می خورد  آیا همین قدر زمان بدان اختصاص می دادید؟ آیا کل این بازی مشکلش فقط تحت الشعاع داوری بوده و بنا به گفته مدیرعامل محترم! تیم داماش و یار گرمابه و گلستان شما تئوری عداوت و دشمنی از طرف بعضی ها در فدراسیون حکمفرما بود؟

جناب استاد پوربخش: روی سخن نگارنده نه فقط با شخص جنابعالی بلکه با گردانندگان مراسم خیمه شب بازی است که شما بازیگر آن هستید. چه بسا کنار هم قرار گرفتن نام شما در کنار نام پاک مکتب آموزش دهنده ملوان به نوعی آب در هاون کوبیدن است.

مکتب ملوان بیرق دار آموزش نسل جوان جامعه آن هم در جامعه ای که انواع زشتی ها نمایان و در کمین جوانان است، می باشد.

از شما انتظار می رود اگر قصد دارید پا در عرصه مهندسی فرهنگی جامعه بگذارید و فقط شعار دهنده نباشید، اگر قصد دارید به جراحی غده سرطان بی فرهنگی موجود در جامعه  و بخصوص در جو ورزشگاه بپردازید از خودتان و از اطرافتان شروع کنید. از آنچه که در روز بازی با ملوان دیدید  روایت کنید به قول علی (ع) خود شناسی خدا شناسی است. قطع به یقین بدانید که در اینصورت در ورزشگاه انزلی نیز وقتی این باور در اذهان جامعه بوجود آید که مجتبی پوربخش به دنبال باز کردن سرپوش های موجود بر واقعیت ناهنجار جامعه است نه گذاشتن سرپوش بر روی آنها و بهره برداری جانبدارانه، آن وقت است که همگی هوادارن ملوان با شما در این راه همکاری می نمایند. چرا که در آنصورت با پوربخش پایبند به رسالت خبرنگاری طرف هستند. و حتی اگر چنین همکاری محقق نشد (حاشا و کلا) یقین بدانید که قضاوت مردم همواره پشت سر شما است و این شما هستید که مصون می مانید و چیزی از ارزش های کار شما کم نخواهد شد. بهرحال خود بهتر از هرکس دیگر می دانید که همه  اتفاقات ورزشگاه شهید عضدی برروی پاشنه ناداوری ها و دشمنی با مهندس عابدینی! نچرخیده است.

به یاد آورید روزی را که ملوان در  بازی با استقلال اهواز نتوانست پیروز شود و به لیگ پایین تر سقوط کرد و دوربین خبرگزاری ها به درون رختکن ملوان رفتند و چهره گریان همه را نشان دادند. همان موقع که در برنامه ورزش و مردم بهرام شفیع پخش شد جناب شفیع احساساتی شد و ضمن ابراز همدردی با انزلی چی ها در اقدامی عجیب از مسئولین وقت فدراسیون در برنامه زنده خواست که شرایط را برای بازگشت ملوان به لیگ برتر فراهم نمایند. اگرچه این درخواست به ناحق بود و هرگز اجرا نشد و حتی آن زمان توسط محمد مایلی کهن و شخص عادل فردوسی پور به شدت محکوم شد وآن را ترویج یک بدعت بد در فوتبال دانستند و لیکن این درخواست  مبتنی بر احساسی بود که از دل شفیع برخاسته بود و دلیلی نداشت جزء پاکی سبک  و مکتب آموزش دهنده ملوان. البته ملوان خود تلاش نمود و سال بعد به لیگ برتر برگشت و  اکنون بعد از گذشت سالها همان آقای بهرام شفیع در برنامه این هفته ورزش و مردم (۲۲ آذر ۹۲) وقتی به بررسی نتایج بازیها پرداخت نوبت به بازی ملوان و داماش که رسید بدون توجه به اتفاقات بازی از روشی که ملوان  در طی حدود نیم قرن در پیش گرفته به نیکی یاد گرد. آقای عادل فردوسی پور هر وقت از ملوان صحبت می کند از آن به عنوان تیم دوست داشتنی نام می برد. آقای نوبخت در جلسه با دولتمردان در مورد عملکرد دولت آقای روحانی ذکر می کند: دولت ملوان می خواهد نه قایقران. نمی توانید انتخاب این ادبیات را بی ارتباط با نام و مکتب ملوان ندانید. آقای اکبر ترکان در جلسه با مسولین منطقه آزاد انزلی پیروزی های مربوط به چند هفته اخیر ملوان را به فرماندار انزلی تبریک می گوید و اذعان می کند بازی های ملوان را دنبال می کند. ناخدا سیاری دلاور نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران خود را یک ملوانی میداند. آقای مصطفوی از ملوان همواره به عنوان یک تیم سازنده یاد میکند. محمد مایلی کهن که یکیار با با یکی از تیم های تحت مربی گری خود به انزلی آمده بود از ملوان به عنوان آژاکس ایران نام می برد. تیمی که حتی در آن بازی هم نکرده بود. در نظر سنجی که در برنامه نود اعلام شد تیم آژاکس در لیست تیم های محبوب ایران قرار نداشت ولی هر جا و هر وقت اسم آن در محافل ورزشی به میان می آید همگی کلاه خود را به احترام آن بر می دارند. در همین هفته جاری که جلوی آث میلان در جام باشگاههای اروپا بازی می کرد اگرچه بازیکنان نامی آنچنانی نداشت اما حساسترین بازی هفته را به خود اختصاص داده بودند و ذهن و قلب بسیاری از بینندگان این بازی را به گذشته ها برد چرا که آژاکس همواره آژاکس است تیم سازنده و آموزش دهنده. سال قبل در بحبوحه تلاش ملوان برای آمدن در رده های بالای جدول در نیم فصل اول آقای حاج رضایی از آن به عنوان یک اتفاق میمون یاد می کند.

هروقت تیم ملوان پای در ورزشگاههای تیم های دوست داشتنی همچون سپاهان و تراکتورسازی می گذارد مفسرین آن بازیها در برنامه زنده از تیم ملوان به نیکی یاد می کنند. اصغر شرفی وقتی مربی پگاه رشت (داماش سابق) بود و در انزلی سه گل از ملوان دریافت کرد اذعان نمود که ملوان خیلی جنتلمنانه بازی کرد و داور سر آنها را در این بازی نبرید. دکتر صدر ملوان را به کارخانه بازیکن سازی تشبیه می کند. همایون شاهرخی وقتی با تیم پاس به انزلی می آید از اینکه یکبار دیگر جلوی ملوان بازی می کند احساس شعف زاید الوصف می کند. هیچ کس از اینکه این تیم به مدارج بالا و موفقیتی می رسد خوشحال خود را پنهان نمی کند. گویا همه ملوان را دوست دارند. این افرادی که از آنها اسم برده شد نه دنبال شهرت هستند و نه دنبال عوامفریبی و نه به قول مهندس عابدینی دنبال دشمنی و توطئه با شخص ایشان و تیم تحت مدیریت او، بلکه همگی این افراد چشمان خود را بر واقعیت تیم ملوان که همانا آموزش است باز می گذارند و با این کار خود به هواداران چنین مکتبی احترام می گذارند.

ضمن اینکه  از شما خواسته می شود نه تنها به ملوان به عنوان یک مکتب بنگرید و به شعور هواداران آن اساعه ادب نفرمایید بلکه همواره کلاه خود را به احترام ملوان بردارید و بدانید ملوان همواره ملوان است همانگونه که آژاکس همواره آژاکس است. در پایان این نوشته از شما خواسته می شود ذهن خود را با سخنی از نلسون ماندلا (مادیبا) در باب آموزش نوازش دهید

Education is the most powerful weapon, which you can use to change the world.

آموزش قوی ترین سلاح است که شما می توانید برای تغییر جهان استفاده کنید.

پس سعی کنید رسالت رسانه ای خود را حفظ کنید تا برنامه شما آموزش دهنده باشد نه جانبدارانه.

امین امین پور