مهدی مهدوی کیا از جمله اسطوره های فوتبال ایران است که همواره از الگوهای نمونه اخلاقی در میان ورزشکاران به […]

مهدی مهدوی کیا از جمله اسطوره های فوتبال ایران است که همواره از الگوهای نمونه اخلاقی در میان ورزشکاران به حساب می آمده و از این حیث در زمره فوتبالیست های به یادماندنی تاریخ ایران قرار می گیرد.

با رسیدن ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام و یاران باوفایشان شاید شنیدن خاطرات و فعالیت هایی که این چهره ورزشی در ایام محرم برای علاقمندانش جالب و جذاب باشد. او در این گفت و گو با خبرآنلاین از خاطرات عاشورایی اش می گوید:

 

 

 

 

فضای محرم برای شما چگونه است؟

محرم در روح و جان ایرانی ها از دوران بچگی شان وجود داشته و برایمان مهم بوده و با آن بزرگی شدیم. همواره در ایام محرم لباس مشکی ها بیرون می آمد و معمولا به هیات های سینه زنی و زنجیرزنی می رفتیم و همیشه اشتیاق این کار را داشتیم.

از خاطرات اولین سفرتان به کربلا در زمان حکومت صدام با تیم پرسپولیس بگویید؟ آن زمان به حرمین شریفین مشرف شدید؟

بله تا آن زمان فقط تیم بهمن توانسته بود به کربلا مشرف شود و وقتی هم که ما رفتی واقعا سفر خاطره انگیز برای همه بازیکنان بود و تا سال ها و حتی تاکنون در ذهن و یاد ما مانده است. جدا از بحث فوتبال آن، شور و حال معنوی زیادی داشتیم و از سفرهایی بود که هیچ وقت فراموش نمی شود. آن زمان عراق هم امنیت کامل داشت و حتی تدابیری برای حضور تیم ما اندیشیده بودند که وقتی می خواستیم وارد هر کدام از حرم ها شویم، آنجا را کاملا تخلیه می کردند و ما می توانستیم با فراغ بال و حتی در مدت های طولانی به زیارت بپردازیم. بسیار به یاد ماندنی بود.

در آن سفر به حرم کدامیک از ائمه اطهار علیهم السلام مشرف شدید؟

فکر می کنم ما به تمامی حرم ها رفتیم. نجف، کربلا، کاظمین و سامرا.

 

در آن سفر برای اولین بار وارد حرم هر یک از حضرات ائمه اطهار می شدید، زیارت کدامیک از ائمه در شما بیشترین تاثیر را داشت و به اصطلاح حال و هوای معنوی تان بیشتر بود؟ خاطره ای از آن زمان دارید؟

تقریبا در حرم تمامی ائمه اطهار علیهم السلام یک حس معنوی مشخصی داشتم اما یک خاطره جالب دارم؛ آن هم اینکه وقتی اقوام و دوستان فهمیدند می خواهم به عراق و زیارت بروم، خیلی های نذری های نقدی زیادی به من دادند که به حرم امام حسین (ع) بریزم. وقتی وارد کربلا شدیم خب شرایط به گونه ای بود که نمی دانستیم حرم ها و مکانشان چگونه است و فکر می کردیم مستقیم به حرم امام حسین (ع) می رویم. وقتی به حرم رفتیم، من ضریح را چسبیده بودم با شور و حال گریه می کردم و تمامی نذری ها را داخل ضریح ریختم اما وقتی از داخل حرم بیرون آمده و وارد حیاط شدیم متوجه شدم که آن ضریح و حرم، ضریح امام حسین (ع) نبود و من ضریح حرم حضرت ابوالفضل (ع) را چسبیده بودم و همه نذری ها را هم داخل آن ریختم! بعدش کلی هم به این حرکت خودم خندیدم، البته مسیر ائمه و راهی که در آن شهید شدند یکی است.

پس ناخواسته در حرم حضرت ابوالفضل (ع) بیشتری حال معنوی داشتید؟!

آن حرکتی که کردم برایم جالب بود اما خب همانطور که گفتم تقریبا در همه جا حس مشابهی داشتم و البته مسلما هر جایی صفای خودش را داشت. برای من خانه حضرت علی (ع) در کوفه هم بسیار جالب توجه و معنوی بود. آنجا حال خوبی داشتم و به دقت در مدت زمان طولانی حدود یکی دو ساعت آنجا بودیم سعی می کردم شرایط زندگی آن بزرگان را در آنجا درک کنم.

بعد از آن سفر چند مرتبه دیگر به کربلا مشرف شدید؟

دو مرتبه دیگر رفتم که یکبار با تیم پاس بود و یکبار هم با تیم ملی.

در ایام عزاداری امام حسین (ع) و روزهای تاسوعا و عاشورا معمولا چه می کنید و به کجا می روید؟

در زمان کودکی و نوجوانی در زادگاه پدری ام دسته زنجیرزنی معروفی آنجا بود و من در دوران کودکی و نوجوانی همراه با پدرم به آن دسته می رفتیم. حرکت و تجمع دسته از یک امام زاده ای بود در نزدیکی اراک. وقتی کودک بودم ما را جلوی دسته راه نمی دادند و می رفتیم انتهای آن دنبال دسته حرکت می کردیم. همچنین در آن زمان از فکر کنم ۶ یا ۷ سالگی که یادم باشد، خود ما یک باغی در آنجا داشتیم که داخل آن تکیه های سینه زنی ایجاد می کردیم و طبل و سنج و از این جور ادوات هم تهیه می کردیم و حال و هوای خوبی داشتیم. دیگر کم کم بزرگ شدیم با این شرایط.

در دوران جوانی و فعلی معمولا برای عزاداری کجا می روید؟ به کدامیک از هیات ها می روید؟

متاسفانه من زمان زیادی در ایران نبودم. همیشه دوست داشتم در این ایام در ایران باشم و در کشور خودمان عزاداری کنیم و هر موقع بودم علاقمند بودم که شرکت کنم. البته هیات خاصی نمی روم. ما در زادگاه پدری مراسم های زیادی داریم و همیشه دوست دارم آنجا بروم.

در آلمان زمان ایام محرم چه می کردید؟ به مراسم ها و دسته های عزاداری در آنجا می رفتید؟

بله در آلمان که خوشبختانه منزل من در هامبورگ شاید در فاصله کمتر از ۲۰ متری مسجد بزرگ هامبورگ بود که شاید بزرگترین مسجد  در اروپا باشد. تاسوعا و عاشورا و در ایام مذهبی دیگر اکثر ایرانی های اروپا می آیند آنجا. این مسجد در بهترین منطقه و خیابان هامبورگ است. یک مسجد بزرگ و شکیل که مسلمانان و ایرانی های اروپا کاملا آن را می شناسند و حتی زمانی آقای سیدمحمد خاتمی هم پیش نماز آن مسجد بودند. منزل من سه قواره آن طرف تر مسجد بود و همین باعث می شد به ویژه در ایام عزاداری زیاد به آن مسجد بروم.

خرج یا نذری هم می دهید؟

بله، من مادر خدابیامرزم به این مراسم ها و فعالیت در آنها خیلی علاقمند بود و همیشه نذرهایی داشت. همیشه ما هر نذری داشتیم با او شریک می شدیم و امسال هم که جایش خیلی برایمان خالی است سعی می کنیم نذرهایی که هر سال داشته را در آن منطقه ادا کنیم.

همه ما در طول زندگی مان بویژه در مواقع بحرانی علاوه بر توکل به خدای متعال، به بعضی از ائمه اطهار علیهم السلام هم توسل هایی داریم و نتایجی هم می گیریم. شما تاکنون چنین توسل هایی داشتید و چه نتایجی گرفتید؟

ما ایرانی ها آدم های اعتقادی هستیم و هر کسی به یک چیزی اعتقادی دارد. وقتی ما از بچگی با یک مسایلی بزرگ می شویم در زمان بزرگسالی هم حساسیت های خاصی نسبت به آن داریم. وقتی شما همیشه به دینت و شرایطی که از بچگی با آن بزرگ شدید تعصب خاصی نسبت به آن دارید. ائمه اطهار علیهم السلام همه نشانه های بزرگی از سوی خداوند هستند. من همیشه بر خدا توکل داشتم و به نظرم باید به تمام اعتقادات درستی که همه ما از کودکی با آن بزرگ شدیم باید احترام بگذاریم.

خاطره ای از عزاداری های محرم که در شما تاثیری زیادی داشته را دارید؟

یک خاطره جالب دیگر دارم! یادم می آید زمانی همراه با تیم ملی برای تمرین رفته بودیم بروجرد. زمان بلازویچ بود. ما روز تاسوعا با اتوبوس از بروجرد حرکت کردیم و به یاد دارم به همه بچه ها گفتم در مسیر به جایی می رسیم که وسط جاده یک دسته بزرگ زنجیرزنی خواهد بود و آن دسته همان دسته زنجیرزنی منطقه ماست. این دسته زادگاه پدری ام است. مقداری از اراک رد شدیم و دقیقا ظهر تاسوعا با اتوبوس تیم ملی رسیدیم به همان دسته زنجیرزنی و انبوهی از جمعیت. آن زمان هم بحث تیم ملی و فعالیت آن خیلی داغ بود. همه به آن توجه می کردند و طرفدارهای زیادی داشت؛ وقتی تقریبا وسط آن دسته زادگاه پدری ام بودیم، من دقیقا جلوی اتوبوس نشسته بودم و راننده از من خواهش کرد از اتوبوس خارج نشوم وگرنه این جمعیت اتوبوس را از زمین بلند می کند!

بالاخره پیاده شدید؟!

خیلی دوست داشتم از اتوبوس پیاده شوم اما نشد و حتی مجبور شدیم برای اینکه اتوبوس و بازیکنان شناسایی نشوند پرده ها را هم بکشیم. به هر حال برای من خیلی خاطرانگیزه شد که حتی وقتی در اردوی تیم ملی هم بودم اما در تاسوعا باز هم حضور در جمع زنجیرزنان آن دسته عزاداری را هم تجربه کردم! بالاخره به هر شکلی بود از میان آن جمعیت بسیار عبور کردیم. البته برخی از اتومبیل ها فهمیدند این اتوبوس تیم ملی هست و جالب بود که تا نزدیکی های قم پشت سر ما می آمدند.

توصیه خاصی به ورزشکاران در این زمینه دارید؟

بالاخره هر کسی به یک چیزی اعتقاد دارم. من که همیشه سعی کردم در کارهایم به خدا توکل کنم و به تمام اعتقاداتی که از بچگی با آن بزرگ شدم احترام بگذارم. فکر می کنم همه ایرانی ها هم چنین اعتقادی دارند و من از تمام ورزشکاران و فوتبالیست ها هم می خواهم جدا از فوتبال، در سایر موارد از جمله مسایل اخلاقی هم همواره به اعتقاداتشان پایبند باشند تا این اعتقادات همه به آنها کمک کند.

به این دلیل این سوال را ازشما پرسیدم که همواره جزو فوتبالیست های نمونه در بحث اخلاق بودید؟

هر کسی کار سختی را می خواهد شروع کند همیشه توسل هایی دارد. در خلوت خودش راز و نیاز می کند. نمی شود گفت چه کسی چه کاری انجام دهد اما هر کسی بنابر اعتقاداتی که دارد اعمالی را انجام می دهد. قبل از بازی ها خیلی ها نذرهایی می کنند، برخی دعا می خوانند و عده ای هم از جمله خارجی ها موسیقی گوش می دهند.

تاکنون به هیات علی دوستی مهر که مربی تان بوده و الان هم کنار او فعالیت مربیگری را تجربه می کنید، رفته اید؟

بله. من بارها به هیات علی آقا رفته ام. همیشه ایشان هیات دارد. آدم معتقدی است. منزلش را هرجا تغییر می دهد اما هیاتش برپاست و امسال هم می خواهم به هیات شان بروم.

 

سلام نو