اختصاصی – محمد حیدری پس از سالها بازی در ملوان از این تیم جدا شد . جدایی که بسیاری از هواداران می گفتند بهتر بود اتفاق نمی افتاد و این بازیکن در ملوان حفظ می شد . در هر صورت حیدری به فجرسپاسی شیراز پیوست و از این فصل می بایست زیر نظر غلام پیروانی کار کند . با مهاجم سالهای اخیر ملوان که کم لطفی های بسیاری به او شد به گفتگو نشستیم و درد و دلهایش را شنیدیم .

اختصاصی – محمد حیدری پس از سالها بازی در ملوان از این تیم جدا شد . جدایی که بسیاری از هواداران می گفتند بهتر بود اتفاق نمی افتاد و این بازیکن در ملوان حفظ می شد . در هر صورت حیدری به فجرسپاسی شیراز پیوست و از این فصل می بایست زیر نظر غلام پیروانی کار کند . با مهاجم سالهای اخیر ملوان که کم لطفی های بسیاری به او شد به گفتگو نشستیم و درد و دلهایش را شنیدیم .

 

 

ملوان کلاب : چه شد که از ملوان جدا شدی ؟

 

دلایل زیادی داشت جدایی ام از تیم محبوبم و یکی از عمده ترین دلایل کم بازی کردنم در فصل قبل بود ، کم بازی کردم و از چشم هواداران دور بودم ، می خواستم به تیم جدیدی بروم تا بیشتر بازی کنم و ثابت کنم توان من بیش از اینها است . شاید هم تصمیمم اشتباه باشه چون اولین بار است که از انزلی و ملوان بیرون میروم تنها دفعاتی که از انزلی خارج می شدم همان اردوهایی بود که با ملوان می رفتم و در همان مدت هم دلم می گرفت . برای همین خیلی سخت هست برای من اما این ریسک رو انجام دادم از ته قلب دوست نداشتم بروم ، شاید باعث پیشرفتم شود و اوج بگیرم و دوباره به ملوان برگردم و بازیکن موثری باشم . دوست ندارم مردم فکر کنند من فقط می خواهم در تیم باشم و بازی کردن و نکردن برایم فرقی نمی کند .

 

ملوان کلاب : چرا فجر را انتخاب کردی ؟

 

فجر بازیکنان زیادی به تیم ملی داده و یه جورایی مثل ملوان ساده و ریشه دار است ، من دیده ام که هرکس آنجا خوب باشد بازی می کند و به نوعی سکوی پرتاب است . این اولین تجربه ی من است که با یک مربی غیر انزلیچی کار می کنم .

 

ملوان کلاب : کار تو با ملوان تمام شد و به فجر رفتی ، فکر می کنی بتوانی از ابتدا در ترکیب این تیم جا بگیری ؟

 

در ابتدا بگویم من کارم با ملوان تمام نشده است و ممکن است یک سال دور باشم از این تیم یا بیشتر که بستگی به شرایط دارد اما میخواهم برگردم دوباره و همیشه دلم با ملوان است . من سعی می کنم تمام تلاشم را در تمرینات فجر انجام دهم و در یک ماه فرصتی که تا شروع لیگ داریم خودم را به شرایط آمادگی کامل برسانم و مربی را مجاب کنم تا روی من حساب ویژه باز کند .

 

ملوان کلاب : بهترین و خاطره انگیز ترین گلی که برای ملوان زدی کدام بود ؟

 

هر گلی شیرینی خاص خودش را دارد ، اما شیرین ترین گلی که زدم گلی بود که در روز ۲۹ اسفند سال ۸۹ مقابل پرسپولیس زدم در حالی که ۱-۰ عقب بودیم گل تساوی را به این تیم زدم و یک پاس گل هم به پژمان نوری دادم و آن بازی را ۲-۱ بردیم و درواقع یک روز مانده به عید روز خاصی را در انزلی رقم زدیم .

 

ملوان کلاب : کدام مربیان تاثیر بیشتری در زندگی فوتبالی ات داشتند ؟


من با آقای پورغلامی از رده ی جوانان ملوان کار کردم و یکی از مربیان بسیار خوب من بود که باید از وی تشکر کنم همچنین از آقای ایراندوست که آن زمان مربی بزرگسالان ملوان بود و همان موقع مرا به تیم بزرگسالان برد و محبت بزرگی به بنده کرد . این دو عزیز واقعا در فوتبال به من کمک کردند و از ایشان سپاسگذار هستم .

 

 

ملوان کلاب : یکی از دلایلی که برای بازی نکردنت از سوی مربیان مطرح می شد ، مصدومیتی بود که از ناحیه ی کمر داشتی .

 

هر فوتبالیستی ممکن است با مصدومیت مواجه شود و کسی نمی تواند بگوید مصدوم نمی شود ، اما مصدومیت من آنقدر ها هم جدی نبود اما به هر حال نظر مربیان اینگونه بود و شاید می خواستند که به من آسیب نرسد .

 

ملوان کلاب : فصل پیش زمانی که آقای احمدزاده به تیم ورود کردند انتظار می رفت بیشتر بازی کنید اما اینگونه نشد .

 

بله با توجه به اینکه در سالهای گذشته و در زمان آقای احمدزاده در یک نیم فصل که به عنوان سانتر فروارد بازی کردم نزدیک به ۸ گل برای تیم به ثمر رساندم همه فکر می کردند ایشان در این پست به من اعتقاد دارد . اما در همان زمان هم فصل بعدش ملوان آدریانو آلوز را خرید و این نشان می داد که چندان اعتقادی وجود نداشته است . این فصل نیز شاید در ابتدا مقصر خودم بودم و در شرایط بازی نبودم اما پس از چند هفته که ایشان حضور داشتند واقعا خوب تمرین می کردن و حس می کردم کاملا آماده هستم و حتی از بچه های تیم هم می پرسیدم که چه نظری راجع به من دارند اما هرچه بیشتر تمرین کردم متاسفانه باز هم نتوانستم جایی در تیم بگیرم .

 

ملوان کلاب : هم پستی هایت هم بازیکنان شاخصی بودند .

 

بله جلال و مهرداد از بهترین مهاجمان ایران هستند ، جلال رافخایی آقای گل شده و مهرداد اولادی نیز یکی از بازیکنان تیم ملی است ، هر دوی اینها از بهترین دوستان من هستند . من فکر می کنم حداقل به عنوان یار تعویضی می توانستم بازی کنم اما حتی بازیهایی که یکی از این دو مهرداد و جلال محروم یا مصدوم نیز بودند به من بازی نرسید . می توانستم به تیم محبوبم کمک کنم اما این فرصت به من نرسید و به هر حال نظر مربیان تیم بود و باید احترام گذاشت . من حتی در این مورد با آقای احمدزاده هم صحبت کردم اما قانع نشدم . من هم مقصر بودم و شاید نیمی از این جریان تقصیر خودم بود و باید انقدر خوب می بودم که در هر حالتی به زمین می رفتم اما همه اش تقصیر من نبود . به هر حال هرچه بود گذشت و آقای احمدزاده هم زحمت زیادی برای من کشید و همیشه احترام ایشان به عنوان بزرگتر و یک معلم برای من واجب است .

 

ملوان کلاب : با ملوان تسویه حساب کردی ؟

 

درست است که حتی اگر بازی نکنم پول قرارداد حق من است ، اما من چون زیاد بازی نکردم اصلا دوست نداشتم برای پولم چونه بزنم ، به هر حال ۵۴ درصد پرداخت شد بود و با توجه به جریمه ای هم که شده بودم و دیگر صحبتی برای پول نبود . به هر حال ملوان شرایط مالی خوبی ندارد و تیم شهر من است و من نیز از هیچ کس گله ای ندارم نه از مدیرعامل تیم آقای درودگر نه از هیچ کس دیگری . تیم امسال از نظر مالی با مشکل مواجه است و همه ی مردم انزلی باید حمایت کنند تا ملوان را سرپا نگاه دارند ، به هر حال برخی بازیکنان تازه وارد شدند بعضی بازیکنان جوان هستند .

 

ملوان کلاب : به عنوان سانتر فروارد به فجرسپاسی رفتی ؟

 

بله آقای پیروانی به من اعتماد کردند و به عنوان بازیکن خط حمله با من صحبت کردند و مرا جذب کردند .

 

 

ملوان کلاب : آینده ی فوتبالت را چطور میبینی ؟

 

آینده را نمی توان پیش بینی کرد من خودم فکر می کردم تا آخر فوتبالم در ملوان بمانم اما شرایط به گونه ای رقم خورد که از این تیم جدا شدم . اما به فجر رفتم و باید تمام تلاشم را باید بکنم که بهترین بازی ام را برای این تیم انجام دهم و روی کارم تمرکز داشته باشم . به پیشرفت فکر می کنم و می خواهم یک فصل بسیار خوب داشته باشم .

 

ملوان کلاب : تیم ملی به جام جهانی رفته و همه به پیراهن تیم ملی می خواهند برسند ، تو هم فکر می کنی بتوانی به تیم ملی برسی ؟

 

صد در صد شما ببینید در این چند سال چقدر بازیکن از همین فجر سپاسی به تیم ملی رسیدند ، من هم تمام تلاش خودم را به کار خواهم بست چون این توان را در خودم می بینم که بتوان به چیزهایی که می خواهم در فوتبال برسم .

 

ملوان کلاب : بهترین و بدترین خاطره ای که از ملوان داری ؟

 

بدترین خاطره پنالتی بود که مقابل نفت تهران در هفته ی اول لیگ یازدهم از دست دادم ، فکر می کنم اون پنالتی انقدر روی فوتبال من تاثیر گذاشت که هیچوقت نمی توانم فراموش کنم و یکی از بدترین روزهای زندگی ام را رقم زد . خاطره ی خوب در ملوان زیاد دارم از بازیها ، بازیکنان باشگاه همه چی ، اینجا برای من پر از خاطرات خوب است . شاید یکی از بهترین خاطرات لحظه ای بود که در بازی نیمه نهایی و فینال جام حذفی وارد زمین شدیم و دیدیم تمام استادیوم ما به رنگ سفید هست و جو خارق العاده ای در انزلی وجود دارد ، اون همبستگی و همدلی و اتحاد یکی از بهترین خاطرات زندگی ورزشی من است .

 

ملوان کلاب : چه صحبتی با کاربران سایت داری ؟

 

از همه ی این عزیزان تشکر می کنم چه کسانی که با نظرهایشان من را حمایت می کردند و چه دوستانی که در نظراتی که می دادن به من انتقاد می کردند . همه ی این عزیزان ملوانی هستند و از آنها می خواهم مثل همیشه پشت تیم شهرشان باشند و به بهترین نحو این تیم را حمایت کنند . از اختلافات دوری کنند زیرا این اختلافات بین هواداران به تیم نیز منتقل می شود و در روحیه ی بازیکنان تاثیرگذار است . الان ملوان احتیاج مبرم به حمایت و کمک هواداران دارد . اگر کمک این هواداران نبود ملوان خیلی وقت پیش از بین می رفت این انزلیچی ها هستند که ملوان را زنده نگه داشته اند . آخرین درخواست من هم این هست که هواداران کمی صبر بیشتری در فصل جدید به خرج دهند تا این بازیکنان در تیم جا بیافتند ، اگر زود به یک بازیکن جوان اعتراض شود آن بازیکن برایش سخت است که خودش را جمع و جور کند و ممکن است روند پیشرفتش با اخلال مواجه شود ، چون خودم در همچین شرایطی بازی کرده ام این حرفها را میزنم . یک خواهش هم دارم از همه ی انزلیچی ها که احترام بازیکنانی که رفته اند مانند پژمان نوری که بزرگتر و کاپیتان این تیم بوده حفظ شود به هر حال وی زحمات زیادی را در تیم ملوان کشید شاید ما از همه ی مشکلات خبر نداشته باشیم . بهتر است زود قضاوت نکنیم و به پاس زحماتشان احترامشان نگاه داشته شود . آخرین حرفم هم اینکه از ته دل مردم شهرم را دوست دارم .

 

منبع : ملوان کلاب.نت (www.MalavanClub.Net)