اختصاصی – چهارده بازی و کسب فقط و فقط یک پیروزی در نیم فصل دوم مطمئناً چیزی نیست که باب میل هیچ هوادار ملوانی باشد اما متاسفانه آن ملوان که برایش رویاهای سپیدی بافته بودیم تا با آن به جایی که آرزوی یک هوادار است برسیم به حال و روزی افتاده که گویا کوچکترین انگیزه ای برای ادامه مسیر ندارد .

اختصاصی – چهارده بازی و کسب فقط و فقط یک پیروزی در نیم فصل دوم مطمئناً چیزی نیست که باب میل هیچ هوادار ملوانی باشد اما متاسفانه آن ملوان که برایش رویاهای سپیدی بافته بودیم تا با آن به جایی که آرزوی یک هوادار است برسیم به حال و روزی افتاده که گویا کوچکترین انگیزه ای برای ادامه مسیر ندارد .

 

انصافاً آخرین بازی که از ملوان دیدیم کیلومترها از یک تیم معمولی هم به دور بود و بی انگیزگی و در کلام عامیانه تر بی خیالی بازیکنان آنقدر آزارمان داد که حس کردیم در معادلات این تیم جایی نداشته و نداریم . برای اثبات این ادعا کافیست دوباره نگاهی به بازی آخر و دریافت ۳ گل از ضعیفترین خط حمله لیگ بیندازید . علی الخصوص گل دوم که اوج مسخ شدگی یک تیم را نشان میداد !

 

قصد نداشتیم در انتهای فصل و در حالی که برد و باخت ملوان در سقوط و صعود این تیم تاثیری ندارد به گلایه از تیم بپردازیم اما توقع داشتیم که با این نتایج درخشانی که در نیم فصل دوم کسب شد و در قبال این همه صبوری که هواداران ملوان در برابر این نتایج داشته اند حداقل اعضای تیم از بزرگ و کوچک هم احساس دین کرده و خود را در برابر این هوادار مسئول بدانند اما این چیزی که ما دیدیم با آنچه که توقع داشتیم بسیار متفاوت بود . ما در همه این سالها بعنوان هوادار و مثل همه هواداران فوتبال در سراسر دنیا باخت و نتیجه بد زیاد دیده ایم و میدانیم که اینها جزئی از ماهیت فوتبال هستند اما بی انگیزگی و سستی چیزی فراتر از باختن حتی با شش گل است ! به نظر میرسد ملوان که در کسب سهمیه ناکام مانده و خیالش نیز بابت سقوط نکردن آسوده شده است به مانند اول فصل انگیزه ای برای ادامه کار ندارد و فقط در پی اتمام لیگ با هر نتیجه و هر رده ای است که مطمئناً این طرز تفکر اصلاً و ابداً با خواست قلبی صاحبان اصلی ملوان که همانا هواداران این تیم میباشند و دل در گرو لحظه لحظه قوهای سپید دارند همخوانی ندارد که اگر این نوع تفکر بر تیم ما حاکم شده باشد باید بگویم وای بر حال دل عاشقان این تیم ! شاید در جواب این مسائلی که مطرح شد مشکلات مالی و آشفتگی روحی بازیکنان در اثر همین مشکلات عنوان شود اما ضمن احترام به این تفکر باید عرض کنیم پیش کشیدن مسائل مالی و نسبت دادن این بی انگیزگی به این مورد نوعی پشت کردن به حقیقت باشد چرا که هستند تیمهایی که مشکلاتی به مراتب بدتر از ما دارند اما حداقل برای اثبات خود دست از تلاش نکشیده اند . قصد ردیف کردن اسامی تیمها را نداریم اما مطمئنم به هر فرد ملوانی که این مطلب را بگویید میتواند مثالی در این باب بیاورد ! این نکته که مشکلات مالی وجود دارد و حقیقتاً تاثیرگذار هم هستند را نمیتوان رد کرد اما اینکه همه چیز را بدان نسبت دهیم امری دور از واقع خواهد بود ضمن اینکه مطرح کردن چنین مشکلاتی در برابر هوادارانی که درآمد ماهانه ای کمتر از درآمد روزانه اکثر بازیکنان دارند دور از انصاف است . هوادارانی که بدون کوچکترین چشمداشتی برای این تیم هر چه توان دارند خرج میکنند را نباید با مستمسک قرار دادن مشکلات مالی و توجیه کردن قصور دور زد .

 

گذشت زمان هم نشان داد که ساخت ملوانی بر اساس استاندارهای اروپایی و ساخت آکادمی و درآمد زایی ها و سایر وعده ها فعلاً در حد همان وعده ها باقی خواهد ماند تا لابلای این همه مشکلات کسی اصلا به یاد همه آن برنامه ها و وعده های دلفریب نیفتد . گاهی فکر میکنیم اگر در نیم فصل یکی دو خرید خوب داشتیم شاید به اینجا نمیرسیدیم و اوضاعمان آنقدر خوب میشد که کسی به ناکامی ها فکر نمیکرد اما این مساله جذب بازیکن هم جدی گرفته نشد تا ملوان به این حال و روز بیفتد . شاید این جزئی از سرنوشت ماست که باید رویاهایمان را هیچگاه تحقق یافته نبینیم و همه آن آرزوهای دور و درازی که داشتیم و رویاهایی که برای ما تصویر کردند ( و صد البته محقق نشدند ) را هیچگاه برآورده شده نبینیم .به دنبال مصیبت نامه خواندن نیستیم اما انصافاً گوشه گوشه ملوان برای هوادارانش رد پایی از رویاهایی دارد که پرپر شدند و چیزی جز آه و افسوس برایشان باقی نماند . حقیقتاً بعنوان بخش کوچکی از خیل این هواداران اعتراض شدید خود را خطاب به همه مجموعه ملوان از خرد و کلان نسبت به بی انگیزگی و بی برنامگی اعلام داشته و عرض میکنیم که این ملوان با آنچه که انتظار داریم فاصله ای دارد که با بازیهای اینچنینی نمیتوانید این فاصله را جبران کنید .

 

بخش آخر مطلب خطاب به حاج حسین هدایتی است که گله ای که از ایشان داریم اگر از گله ای که از تیم داریم بیشتر نباشد قطعاً کمتر هم نیست . ورود ایشان به ملوان که با سر و صدای زیادی همراه بود برای ما ملوانی ها نویدبخش روزهایی بود که سالها انتظارش را میکشیدیم . انصافاً هم در ابتدای راه چیزی برای ملوان کم نگذاشتند که جای تشکر دارد اما رها کردن ملوان در میانه راه و بی اعتنایی به وضعیت فعلی آن چه دلیلی میتواند داشته باشد ؟ برادر ! با ما دست یاری دادید و در میانه رهایمان کردید ؟ نیم فصل که بهترین فرصت برای تقویت ملوان بود را به سادگی از دست دادیم و با تزریق نشدن پول و حرفهای قبل از بازی با پرسپولیس چنان روزگار نفرین شده ای برای ما ساخته شد که هنوز از دست آنها رهایی پیدا نکرده ایم . ما آرزوهای زیادی با شما متصور بودیم و دیدید که تا رده دوم جدول هم خود را رساندیم اما جایی که باید دست حمایت شما را بر سر تیم خود احساس میکردیم در تنهایی ماندیم و دم برنیاوردیم . خیلی دوست داشتم دلیل این اتفاقات را بدانم چون فکر میکنم ضمن اینکه همانطور که شما در ابتدای راه با ما بودید مردم انزلی هم برای شما کم نگذاشتند و شما را در قلب خود جای دادند که ای کاش شرایط به گونه ای پیش میرفت که وضعیت مالی و متعاقب آن شرایط تیم به اینگونه که دچارش شده ایم نمیرسید . به هر حال در عین اینکه حرف های زیادی برای گفتن داریم از ادامه این مطلب که مطمئناً باعث ناراحتی بیشتر هواداران خواهد شد خودداری میکنیم و فقط خطاب به همه ملوانی ها میگوییم این سه بازی را در عمل و نه در حرف حداقل برای غرور مردمتان بجنگید !

 

مجموعه ی سایت “ملوان کلاب”

 

منبع : ملوان کلاب.نت (www.MalavanClub.Net)